X
تبلیغات
ریل‌نوشت

روی ریل انتخابات

روحانیِ سوپرمن!

انتظارات مردم از حسن روحانی
1) ابتدا در یک هفته تحریم ها را به کلی بردارد سپس چند تحریم علیه امریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان وضع کند تا به این ترتیب انتقامی هم گرفته شده باشد.
2) بیکاری، فقر و تورم را ظرف حداکثر پنج روز ریشه کن کند، اعصاب نداریم.
3) ورود زنان به ورزشگاه را آزاد کند، البته قبلش کاری کند که مردها در ورزشگاه توهین نکنند، آشغال نریزند و ترجیحا وارد ورزشگاه نشوند.
4) در کشور زلزله خیلی می آید! روحانی کاری کند که زلزله نیاید یا می آید قبلش خبر بدهد.
 
انتظارات اصلاح طلبان از روحانی
1) فردا طی بیانیه ای به اصولگرایان اعلام کند: رکب خوردین بچه ها، من اصلاح طلب بودم.
2) از این که کاندیدای اصلاح طلبان بوده استغفار کرده، به نفع عارف استعفا دهد و برود پی زندگی اش.
3) اگر هم نمی رود پی زندگی اش لااقل اقرار کند که فریب خورده و اجازه داده عارف به نفع او بکشد کنار.

انتظارات اصولگراها از روحانی
ما توقعی نداریم، شش تا وزارتخونه و معاون اولی و اختیار تام به ما بدن هم راضی ایم به خدا.

انتظار جوانان از روحانی

جوان دغدغه کار دارد، طوری نباشد که جوان بعد از دانشگاه دغدغه کار داشته باشد. اگر ممکن است برنامه ای چیده شود تا جوان بعد از دانشگاه کار نکند. اینطوری دیگر دغدغه کار هم ندارد.

انتظار فقرا از حسن روحانی
از آنجایی که با تلاش های شبانه روزی دولت های نهم و دهم، فقرا یکی پس از دیگری تلف شدند و به این ترتیب ثابت شد که « در کشور فقیر نداریم» به علت فقدان موجودی به نام فقیر مسلما انتظاری هم از روحانی نمی رود.

انتظار فوتبال کشور از حسن روحانی
جامعه ورزشی از حسن روحانی انتظار دارد تا تیم ملی فوتبال روز سه شنبه با برد کره جنوبی به جام جهانی برود (کاملا بی منطق! صرفا جهت دادن استرس به حسن روحانی)

توصیه جلیلیانه: انتظاراتتان را بیاورید پایین، ظرفیت داشته باشید.
توصیه غرضیانه: آیا انتظار زیادی از حسن روحانی کار خوبی است یا کار بدی است؟ لطفا به این سوال من پاسخ بدهید.
توصیه قالیبافانه: ما توی شهرداری که بودیم هیچ انتظاری از حسن روحانی نداشتیم.
توصیه رضاییانه: من انتظار معجزه اقتصادی از رئیس جمهور فعلی ندارم، همه که مثل من معجزه ندارن!

منبع:قانون

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392ساعت 23:20 توسط فریدون اُروجلو| |

سعید نژاد و علی آبادی به بهشت نمی روند!

روز شنبه داخل مترو بودم که گوشی تلفن همراهم زنگ زد، من در داخل مترو یا اتوبوس خیلی مایل به برقراری ارتباط و پاسخگویی به تلفن نیستم ولی گاهی اجتناب ناپذیر می شود، در این مواقع نیز سعی می کنم با پاسخ های کوتاه تماس تلفنی را به حداقل برسانم.تماس که برقرار شد صدای شخص تماس گیرنده که با گرمی سلام می داد برایم نا آشنا بود، من هم متقابلا پاسخ دادم و او بلافاصله می پرسدمنو میشناسید حاج آقا ؟بعد بدون اینکه منتظر پاسخ شود ادامه میدهد :  قطعامنو نمی شناسید! هرچه به ذهنم فشار می آورم صاحب صدا رانمی شناسم، شروع می کند  به خوش و بش کردن و به مسابقه گذاشتن شناسایی خودش...   کم کم دارد  حوصله ام  سر می رود که  بالاخره ازخود گذشتگی کرده وخود را معرفی می کند ،میگوید من میراشرافی هستم حاج آقا !(میر اشرافی یکی از همکاران اداره ی کل امور  کارکنان بود که چند سال قبل بازنشسته شده و شنیدم در انجمن صنایع ریلی و یا جایی شبیه به این تشکیلات مشغول کارچاق کنی است)

با لحنی آمیخته با تعجب می گویم چه عجب یاد ما کردید آقای میر اشرافی ، تعارف های مختلفی را تیکه پاره می کند و از جمله می گوید ما که همیشه ارادت داریم !می گویم امرتان را بگویید فرمایشی دارید ؟پاسخ می دهد: عرضی داشتم واقعش اینه که یک برنامه انتخاباتی داریم می خواهیم مجری برنامه شما باشید سوال می کنم خیر باشد چه برنامه ای؟ می گوید آقای سعیدنژاد و علی آبادی(مدیر عامل ومعاون اسبق راه آهن) و..... در انتخابات شوراها کاندید شده اند و قرار است انشاالله 4 سال آینده درساختمان شورای اسلامی شهر تهران  خیابان بهشت به مردم خدمت کنند ! ،روز دوشنبه یک نشستی با همکاران راه آهنی و صنعت ریلی  برای ارایه برنامه هاشون برگزار می کنند که اصرار دارند با تجربه سابقه ی شما در مجری گری برنامه ها وآشنایی با همکاران راه آهنی ،آن را اجرا کنید. گله مندانه می گویم این بزرگواران تا حالا کجا بودند؟؟!چرا تا به حال  سراغی از ما نمی گرفتند ؟به نظرتان این خیلی بد نیست که آدم فقط  موقع نیاز به افراد مراجعه کند؟؟ این بار   حرفش را عوض می کند و با رندی خاصی می گوید البته آنها کار را به من واگذار کرده اند و بنده با توجه به بیان و تبحری که  دراین زمینه داریداشما را انتخاب را کردم، با کمی مکث سوال می کنم مراسم چه ساعتی ست؟؟ می گوید 5 بعد از ظهردوشنبه  بزرگراه یادگارامام  ...... و آدرس می دهد. می گویم بعد از ظهر تماس بگیرید جواب قطعی می دهم. حدود ساعت 3 و نیم در بین خواب و بیداری چرت بعد از ظهر  دوباره  زنگ می زند به دلیلی از پیش ساخته از شرکت و  اجرای برنامه  عذرخواهی می کنم موقع خداحافظی می گویم: آقای سعید نژاد و علی آبادی به بهشت نمی روند!! با تعجب می پرسد: منظورتان چیست؟! می گویم:مشخص است ، در انتخابات شوراها رای نمی آورند.. چیزی نمی گوید با دلخوری  خداحافظی کرده  و تلفن را قطع می کند.



نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392ساعت 10:18 توسط فریدون اُروجلو| |

شکستن شیشه ،واکنش به سامانه معیوب فروش بلیت راه آهن

روزهای پایانی عمر مدیرعاملی صاحب محمدی چگونه سپری میشود؟

هفته گذشته برخی از خبرگزاری ها در بخش اخبار راه و ساختمان خود خبری مبنی بر اعتراض شدید مردم و شکسته شدن شیشه های برخی از آژانس های مسافرتی مسئول فروش بلیت قطار را درج کردند.

به گزارش تین نیوز،  هنوز دقایق یا ساعاتی از انتشار این خبر نگذشته بود که با اعتراض برخی  مقامات، از صفحات پایگاه های خبری حذف شدند!

این خبر حاوی اطلاعاتی درباره ابراز نارضایتی مردم به سامانه فروش بلیت راه آهن بود که به علت زمان بر بودن باعث معطلی بسیاری از مردم شده بود. سامانه ای که عرضه بلیت از طریق آن با یک روز تاخیر مواجه بود و پس از این تاخیر یک روزه، در روز دوم هر چند گزارش های چند خبرگزاری و تحقیقات خبرنگاران آنها حاکی از رضایت مردم بابت فروش بلیت بود اما با توجه به اطلاعات رسیده از منابع آگاه در اصفهان، شیراز و تهران، شیشه های چندین آژانس مسافرتی به دلیل مشکل در سامانه فروش بلیت و تکمیل ظرفیت قطارها خرد شد.

یکی از افراد ناراضی و آشنا با صنعت ریلی، درباره مشکلات موجود گفت: زمانی که بیشترین دغدغه مدیرعامل راه آهن، نحوه پارک ماشین ها در پارکینگ راه آهن و نظم دادن به آن باشد چه انتظار دیگری می توان از این صنعت داشت؟!

شخص دیگری که نخواست اسمش فاش شود اظهار داشت: اکنون مشکلات لوکوموتیو رانان از هر زمانی بیشتر است و در حال حاضر راه آهن نه تنها نتوانسته بدنه داخلی خود را از گزند حوادث حفظ کند بلکه تظاهر به خوب بودن اوضاع را به بیرون نیز سرایت داده در حالی که اعتراض مردم به سیستم فروش بلیت حکایت از افزایش دامنه نارضایتی ها دارد.

یکی از کارشناسان بخش ریلی نیز در گفتگو با تین نیوز گفت: حتی اگر نارضایتی که منجر به واکنش خشونت آمیز مردم شده متعلق به سامانه فروش راه آهن نباشد و از سیستم رجا یا جوپار به وجود آمده باشد باز هم مقصر راه آهن است چرا که سیاست های جدایی طلبانه و انحصار گرایانه راه آهن منجر به کاهش کیفیت خدمات در تمام شرکت ها شده است.

وی افزود: عدم تامین نیازها و اعتبارات شرکت ها و اهمیت ندادن به صدای بخش خصوصی معضلاتی را گریبان گیر بخش ریلی کرده است و تنها می توان منتظر عملکرد هوشمندانه راه آهن بود.

نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1392ساعت 23:27 توسط فریدون اُروجلو| |

 از توربوترن تا توربودیزل؛ جایگزینی بد و بدتر !

 توربو ترن ها قطارهای سریع السیر با صندلی های اتوبوسی راحت هستند که برای مسافت هایی که نیاز به سرویس خواب ندارند به کار می روند.

توربوترن های موجود در ایران در سال های 1930 تا 1970 میلادی تولید شده اند و نمونه های جدید این نوع قطارها به کشور وارد نشده است.

این نوع از قطارها شامل خدمات رستوران، سیستم تهویه، سیستم صوتی و تصویری و ... می باشند. واگن های این قطار به دو نوع درجه یک و دو تقسیم می شوند که تفاوت آنها مانند هواپیما در فاصله بین صندلی ها و فضای آزاد میان آنهاست و در مابقی امکانات مشابه یکدیگر هستند.
تلویزیون LCD، سیستم سرمایشی و کولر گازی جداگانه، میز کوچک پذیرایی، صندلی های دوگانه و چهارگانه و ... از دیگر امکانات این نوع قطارها است.

به دلیل پاره ای از مشکلات فنی پیش آمده برای توربوترن ها و استهلاک، خرابی و از رده خارج شده موتوریست های توربو این نوع موتور ها با موتور ولوو و دیزل جایگزین شده اند و در واقع در ایران از لوکوموتیو برای کشش این قطارها به استفاده می شود که کاربرد و کارکرد آنها را در حد یک قطار عادی پایین می آورد.

هر چند که سرعت قطار تابعی از میزان وزن ترمز قطار و وضعیت زیرسازی خطوط است اما از رده خارج شدن موتوریس های توربو سرعت این قطارها را به 140 کیلومتر در ساعت کاهش داده است در حالیکه سرعت واقعی این نوع از قطارها در سرتاسر جهان 250 کیلومتر است.

از طرفی نوع و کیفیت ریل های خطوط آهن ایران سبب کاهش بیشتر سرعت این قطارهاست و باعث می شود که این قطارها که در حالت استاندارد مسیر تهران تا مشهد را 5 ساعته طی می کنند همین مسیر را در 9 ساعت طی نمایند.

تمام این کاستی ها در زمانی است که در جهان قطارهایی با سرعت 400 کیلومتر در ساعت حرکت می نمایند و بحث ساخت قطارهایی (راکت هایی) با چند برابر سرعت صوت وجود دارد. حذف چرخ از قطارها و استفاده از نیروی الکتریکی،الکترو مغناطیس و موتور جت در آنها از دیگر جهش های عظیم در صنعت ریلی است که با تولد نسل اول توربو ترن ها ایجاد شد.

حال اینکه در ایران ما تنها در حال استفاده از ظرفیت واگن های این نوع قطار هستیم و آنها را با توربو دیزل های خود ساخته جایگزین کرده ایم! هر چند بودن این توربوترن های تولیدی نیم قرن گذشته از نبودشان بهتر است اما تجربه در جهان تکنولوژی اثبات کرده است که جایگزینی بد به جای بدتر در صنعت هیچ تاثیر بسزایی در تکامل و شکوفایی یک کشور نداشته است!

منبع:تین نیوز

نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1392ساعت 0:8 توسط فریدون اُروجلو| |



نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392ساعت 23:39 توسط فریدون اُروجلو| |

روی ریل انتخابات
چرا هاشمی؟
احمد خرم*

رخداد ثبت‌نام آقای هاشمی، یک نقطه عطف در تاریخ ایران معاصر به شمار می‌رود. کشور در حال حاضر، با مسایل خاصی مواجه است؛ نخست موضوع اقتصاد و معیشت مردم است.


موضوع استفاده ایران از فناوری هسته‌ای و محدودیت‌هایی که درباره آن از سوی غرب در نظر گرفته شده، باید به سرانجام روشنی برسد تا فرآیند تشدید تحریم‌ها متوقف شود.

موضوع سوم که ریشه در مساله اقتصاد دارد، آمارهای تامل‌برانگیز در حوزه اجتماعی است.

موضوع بعدی که باید به آن پرداخت و اهمیت قابل توجهی دارد، افول اخلاق به مفهوم کمالات انسانی است. این کمالات شامل راستگویی، پرهیز از ناسزاگویی، پرهیز از تهمت‌زدن و بی‌آبروکردن افراد، مزمت دورویی و گسترش ایثار است که متاسفانه هرچه از دهه اول انقلاب، فاصله گرفتیم، به حاشیه رفته است.

در کنار اینها، مشکلات نظام اداری کشور و برهم‌خوردن انضباط در این سیستم، نیازمند رسیدگی فوری است. وجود سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی سبب نظارت بر بودجه و ساختارهای اجرایی می‌شد. ارایه اطلاعات متفاوت توسط سازمان‌های مسوول اعم از مرکز آمار ایران و بانک مرکزی، از آفات جدی این حوزه است که به بی‌انضباطی پولی و مالی و برهم‌خوردن نظام بودجه‌ریزی انجامیده است.

اخیرا آقای هاشمی با اشاره به برنامه چهارم توسعه، از عدم تحقق 77درصد آن خبر دادند که به باور نگارنده، نمی‌توان نام قانون‌گریزی روی آن نهاد؛ این نوعی قانون‌ستیزی است.

بی‌انضباطی در تجارت خارجی نیز از دیگر موضوعاتی است که به علاج فوری نیاز دارد. اداره کشوری که روی 20میلیارد دلار واردات، بسته شده بود، در هشت سال گذشته سالانه حدود 60میلیارد دلار واردات داشته است که رشدی 300درصدی را نشان می‌دهد. این یعنی نابودشدن تولید داخل. علت این رخداد این بود که مهار تورم از دست دولت خارج شد و گمان می‌کردند با واردات می‌توانند قیمت‌ها را کنترل کنند، فارغ از اینکه اساس اشتغال و تولید را با تهدید جدی مواجه ساخته‌اند.

به‌سامان‌شدن همه این موارد، برای بازگرداندن ثبات به کشور، یک نیاز است. ثبات با نگه‌داشتن قیمت‌ها تفاوت دارد و به معنای یک روند قابل پیش‌بینی در اقتصاد و مدیریت است. مثلا اگر هر سال 15درصد تورم وجود داشته باشد، رشد اقتصادی پنج تا شش درصد باشد، قیمت ارز، مثلا سالانه 500 تومان افزایش داشته باشد و نرخ‌ها از حالت نوسانی خارج شود، آنگاه همه فعالان اقتصادی می‌توانند برای چنین شرایطی برنامه‌ریزی کنند.

امروز بی‌انضباطی، بی‌ثباتی ایجاد کرده و مشخص نیست فردا نرخ ارز به چه شکل است؟ روزی سه‌هزارو900، روزی سه‌هزار و300 و روز بعد سه‌هزار و500 تومان. سرمایه‌گذاران برای فعالیت و کمک به روند توسعه کشور و ایجاد اشتغال، نیازمند ثبات هستند و اگر این مهم فراهم نشود، آنها از فعالیت منصرف می‌شوند.

مطلب دیگری که نیازمند تصحیح است، هزینه‌های جاری دولت است. این هزینه در سال 83 كه پايان عمر دولت خاتمي بود، 23هزارمیلیارد تومان بوده و امروز به بیش از صدهزارمیلیاردتومان رسیده است یعنی بیش از چهاربرابر!

اگر سالانه میانگین افزایش دستمزد 10درصد در نظر گرفته شود – که نبوده – و فقط در سال‌جاری 25درصد بوده، این هزینه‌ها می‌بایست‌ صددرصد افزایش می‌یافت و به 46هزارمیلیاردتومان می‌رسید، اما عدد فعلی، رشد 4 برابری را نشان می‌دهد.

دولت در گزارش‌هایی که ارایه می‌کند، مدعی کوچک‌سازی خود است. اما این اتفاق نیفتاده و بدنه دولت، حجیم‌تر شده است.

آنها در واقع روش و شیوه به‌کارگیری افراد را عوض کرده‌اند. قراردادهای مطالعاتی، آموزشی و ارایه خدمات با افراد می‌بندند و این امر، هزینه جاری را بالا می‌برد. وابستگی بودجه به نفت هم به بالای 70درصد رسیده است. این وابستگی معنایش این است که نفت فروخته‌ایم و سرمایه‌های زیرزمینی که باید به سرمایه روزمینی برای نسل موجود و نسل‌های آینده تبدیل شود، مصرف و هزینه تامین حقوق و دستمزد شده است.

در سوی مقابل در بخش صنعت، نه‌تنها رشد لازم رخ نداده بلکه با افزایش هزینه‌های جاری، به تقاضای کاذب دامن زده است.

این مجموعه نابسامانی‌ها می‌طلبید که یک شخصیت سیاسی – مذهبی، مانند آقای خاتمی یا آقای هاشمی به میدان بیایند، ایثار کنند و کاندیدا شوند تا با توان ویژه خود، کشور را از این شرایط خارج کنند.

اما این توانایی‌ها چیست؟
آقای هاشمی اگر رییس‌جمهور شود می‌تواند به ایجاد همگرایی در کشور یاری رساند. همگرایی یعنی نزدیک‌کردن نیروهای مختلف به یکدیگر.

دومین توانایی ایشان، امکان به‌کارگیری مدیران قدبلند و نه ضعیف است. مدیران با سابقه، موفق، سالم و پرتوان.

سوم، آقای هاشمی با توجه به جایگاه خود و استفاده از پتانسیل افراد مختلف در عرصه جهانی می‌تواند فشارهای وارد بر کشور را کاهش دهد و روند تشدید تحریم‌ها را متوقف کند. ایشان تاکید دارند که هم در دنیا و هم در داخل باید با همه گروه‌ها تعامل داشت. تعامل با برخورد و تقابل، در ضدیت قرار دارد. آقای هاشمی با اعتقاد به تعامل، می‌تواند به آن ثبات مورد اشاره کمک کند.

نگارنده باور دارد با حضور ایشان، ظرف شش‌ماه مسایل بین‌المللی کاهش می‌یابد و در کمتر از یک سال هم می‌تواند با توانمندی که از آن برخوردار است و توان جذب همه نیروهای متخصص، نه به‌طور کامل – که امکان‌پذیر نیست- اما تا حد زیادی به سامان یافتن امور، یاری رساند.

این امر سبب می‌شود رشد اقتصادی به سر جای خود بازگردد. مزیت‌های نسبی ایران، هفت‌برابر جمعیت آن است. ما یک‌درصد جمعیت دنیا و یک‌درصد خاک دنیا را داریم ولی هفت‌درصد معادن و مخازن جهان در اختیار ایران است.

در کنار آن نیروی انسانی تحصیلکرده و جوان داریم که این نیروی جوان، می‌تواند کارسازی کند و چرخ‌های توسعه را به حرکت درآورد.

نکته آخر اینکه، آقای هاشمی در سال 84 با تعدد نامزدهای اصولگرا و اصلاح‌طلب، با شرایط ویژه‌ای مواجه شد و به‌عنوان یک رقیب برای هر دو جناح مطرح بود. در این انتخابات، اصلاح‌طلبان روی آقایان خاتمی و هاشمی اجماع دارند. امتیاز دوم این که ‌درصد قابل ملاحظه‌ای از اصولگرایان که برای آینده کشور نگرانند، با آقای هاشمی هم صدا شده‌اند. به نظر می‌رسد، برای عبور از شرایط موجود، گام اول برداشته شده است.

*وزیر راه دولت اصلاحات

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392ساعت 9:52 توسط فریدون اُروجلو| |

راه آهن را چشم زده اند!

حادثه برق گرفتگی در راه آهن

 

زبانم لال مدیریت کلان راه آهن بطور قطع چشم خورده است! ولی مسئولین این سازمان غافل از چشم زخم دشمنان و بلاهای نازل شده به جای اینکه گاو یا گوسفندی به عنوان قربانی به زمین بزنند به ارائه ی آمارهای مختلف در مصاحبه های روزانه مشغولند! بار دیگر حادثه ای ناگوار یکی از کارکنان خدوم صنعت ریلی را به کام مرگ فرستاد.

یکی از همکاران شرکت های تاسیساتی پیمانکار راه آهن جمهوری اسلامی در اثر برق گرفتگی جان سپرد.

به گزارش تین نیوز این حادثه روز سه شنبه در ساختمان راه آهن اتفاق افتاده است.

لازم به ذکر است که همزمانی وقوع حادثه خودکشی مامور استیم در سه شنبه 20 فروردین در راه آهن و  این حادثه که باز هم در روز سه شنبه اتفاق افتاده است شایعاتی را مبنی بر «سه شنبه های مرگبار در ساختمان راه آهن» میان کارمندان و کارگران این شرکت به راه انداخته است.

نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1392ساعت 22:38 توسط فریدون اُروجلو| |

آقای نیکزاد: یه چیزی بگو که بگنجه!!!

11هزار کیلومتر راه‌آهن کجا ساخته شد؟

 وزیر راه و شهرسازی به تازگی از ساخت ۱۱ هزار کیلومتر راه آهن در دولت نهم و دهم خبر داد ولی ابهاماتی در این مساله مطرح است که لازم است دولت با ارائه جزئیات آماری، شفاف سازی کند.
وزیر راه و شهرسازی اخیرا اعلام کرده  طراحی اتصال 5 استان دیگر به شبکه ریلی تا پایان دولت دهم به اتمام می رسد. علی نیکزاد در اظهارنظری دیگر گفته در دولت نهم و دهم 11 هزار کیلومتر خط آهن در کشور ساخته شده و برای هر کیلومتر راه‌آهن 3 تا 5 میلیارد تومان هزینه می‌شود. به عبارتی با احتساب خطوط راه آهن ساخته شده پیش از انقلاب تا پایان دولت هشتم، مجموع راه آهن سراسری در حال حاضر باید به 22 هزار کیلومتر افزایش یافته باشد.

از سوی دیگر بر اساس چشم انداز 20 ساله تا پایان سال 1404 وسعت شبکه ریلی به 25 هزار کیلومتر باید افزایش یابد تا ایران کشور اول منطقه به لحاظ زیرساخت های ریلی را به دست آورد. سخنان وزیر راه را از چند منظر می توان بررسی کرد که به برخی از آنها اشاره می شود.

1-راه آهن غرب یکی از پروژه هایی است که با هدف اتصال سه استان مرکزی، همدان و کرمانشاه به شبکه ریلی و استفاده از ظرفیت ترانزیتی این مسیر طرح مطالعاتی و عملیات اجرایی آن اواخر دولت هفتم و اوایل دولت هشتم آغاز شد. این خط آهن به دلیل عدم توجه دولت اصلاحات حدود 4 سال در نقطه صفر درجا زد تا این‌که نوبت به دولت نهم رسید. اما با وجود سفرهای استانی اعضای هیات دولت اول احمدی نژاد، این پروژه ملی تکان چندانی نخورد تا به دلیل آنچه کمبود اعتبارات اعلام می شد پیشرفت فیزیکی این خط آهن تا سال 90 حدود 10 درصد باشد. تنها به واسطه سفر رهبر معظم انقلاب در پاییز دو سال پیش به استان کرمانشاه بود که راه آهن غرب با تخصیص حدود 750 میلیارد تومان اعتبار جان گرفت.

مدت‌هاست که مسئولان وزارت راه و شهرسازی خبر از افتتاح خط‌آهن ملایر-همدان به‌عنوان بخشی از راه‌آهن غرب می‌دهند، اما هنوز این وعده رنگ واقعیت به خود نگرفته است. هم‌اکنون از سه استانی که به آنها اشاره هیچکدام به شبکه ریلی متصل نشده اند. راه آهن چابهار-زاهدان-مشهد هم نمونه بارز دیگری است که دولت دهم تاکنون نتوانسته سرمایه گذاری را برای ساخت آن پیدا کند و چند شرکت خارجی که برای این منظور به ایران سفر کرده اند پس از مذاکرات چند روزه بدون حصول نتیجه ای کشورمان را ترک کرده اند. این خط‌آهن اهمیت بسیار زیادی در حمل بار و ترانزیت دارد، اما با این وجود عزمی برای ساخت آن دردولت وجود ندارد.

2-از زمانی که علی نیکزاد سکان وزارت راه و شهرسازی را به دست گرفت به طور مرتب از ساخت خطوط راه آهن سخن گفت و در بازه های زمانی مشخص دستاوردهای دولت نهم و دهم در این حوزه را در قالب آمار اعلام کرد. تازه ترین آن نیز خبر ساخت 11 هزار کیلومتر راه آهن است. اصولا بررسی عملکرد دولت ها در سی و پنج سال سپری شده از پیروزی انقلاب اسلامی حاکی از آن است که فقط دو خط آهن کرمان-زاهدان و اصفهان شیراز در هشت سال اخیر به بهره برداری رسیده است. این در حالی است عملیات اجرایی هر دو این مسیر ریلی نیز قبل از این دولت آغاز شد.

3- نیکزاد هزینه ساخت یک کیلومتر راه آهن را 3 تا 5 میلیارد تومان اعلام کرده است. با حسابی سرانگشتی متوجه می شویم که برای ساخت 11 هزار کیلومتر 30 تا 50 هزار میلیارد تومان هزینه شده است. از یک سو بودجه های عمرانی دولت که کفاف ساخت چنین حجمی از راه آهن را نمی دهد، از سوی دیگر کارنامه دولت در جذب منابع بخش خصوصی داخلی و خارجی نیز ناچیز است.

4-نکته دیگری که باید به آن توجه شود عدم اعلام نام پروژه هایی است که وزیر راه و شهرسازی با استناد به آن می گوید 11 هزار کیلومتر راه آهن ساخته شده است. در دو سالی که نیکزاد وزیر راه و شهرسازی بوده هیچگاه اشاره به پروژه های افتتاح شده که باعث شده 11 هزار کیلومتر راه آهن در دولت نهم و دهم ساخته شود، نکرده است.

با وجود این اظهارات، مجموع خطوط راه‌آهن اصلی و فرعی کشور حدود 11 هزار کیلومتر است. هنوز اهداف تعیین شده برنامه چهارم توسعه در حمل بار مسافر از طریق شبکه ریلی محقق نشده است؛ اهدافی که بر اساس آن باید سهم راه‌آهن از حمل بار به 30 و مسافر به 18 درصد افزایش می‌یافت، اما در هشتمین سال فعالت دولت احمدی‌نژاد آمار حمل بار و مسافر از طریق خطوط ریلی تک رقمی است. به طور قطع دولت بعدی راه طولانی برای دستیابی به اهداف فراموش شده برنامه‌های توسعه‌ای و همچنین چشم‌انداز 20 ساله دارد.

منبع:تین نیوز

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 23:26 توسط فریدون اُروجلو| |

 انتقاد مدیر عامل رجا از نحوه تصدی گری راه آهن / رجا، 170 میلیارد تومان زیان انباشته دارد

مدیر عامل شرکت رجا گفت: با توجه به نوع ارتباط  رجا با مجموعه راه آهن  جمهوری اسلامی، و با توجه به اینکه هر آنچه که ما به عنوان شرکت بخش خصوصی می گوییم به درستی انجام نمی شود، ناچاریم  برای تعامل با بخش دولتی صبور باشیم.

به گزارش خبرنگار تین نیوز، ناصر بختیاری در نشست خبری تحلیل عملکرد سال 91 و نوروز امسال شرکت رجا، در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران گفت: در حال حاضر زیان انباشته شرکت، 170 میلیارد تومان است که اگر روال به همین شکل ادامه یابد بر زیان افزوده ما اضافه می شود.

بختیاری خاطر نشان کرد: شرکت حمل و نقل ریلی مسافری رجا سه دسته قطار دارد که یک دسته از آنها به عنوان قطارهای حومه ای با قیمت بسیار پایین و به صورت تکلیفی از جانب راه آهن جمهوری اسلامی کار می کنند و بخش دوم قطارها مواردی است که قیمت آنها از سال 83 تا 90 تغییری نداشت و اصلاحات محدودی در آنها صورت گرفت.

وی در خصوص نوع دیگر قطارها گفت: قطارهای دسته سوم که بهترین نوع هستند همچنان با قیمت قطارهای سایر بخش های خصوصی و شرکت های مالک برابری نمی کنند؛ چه بسا برخی از شرکت ها بلیت خود را 50 هزار تومان می فروشند در حالی که بلیت بهترین قطار رجا، 40 هزار تومان است و با این قیمت تنها به قیمت تمام شده می رسیم.

وی افزود: در سال 90 و 91 راه آهن به تعدیل قیمت ها کمک کرد و بخشی از قیمت ها تعدیل شدند اما با قیمت تمام شده هنوز هم فاصله دارند.

بختیاری عنوان کرد: زمانی که رجا هنوز به بخش خصوصی واگذار نشده بود، ضریب اشغال، بر اساس استانداردهایی که برای شرکت ها در نظر می گرفت و نیز اقدامات کارشناسی شده، مشخص بود و سیر قطارها برای هر شرکت در مسیرهای مختلف نیز مقرون به صرفه بود.

وی اظهار داشت: اگر شرکتی به آن ضریب اشغال نمی رسید رجا مابه التفاوت را پرداخت می کرد تا شرکت خصوصی مجبور به پرداخت آن از جیب خود و زیان ده نباشد در حالی که در حال حاضر راه آهن چنین رفتاری را در پیش نگرفته است.

نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1392ساعت 23:53 توسط فریدون اُروجلو| |

با 33 هزار کشته در تصادفات رانندگی:

جشن بگیریم یا عزا، بخندیم یا گریه کنیم...

 رییس سابق پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ هم زمان با برگزاری جشنی که در روز پنجشنبه به منظور تجلیل از دست اندرکاران ستاد تسهیلات سفرهای نوروزی از سوی دولت در استادیوم آزادی برگزار شد، گفت: با توجه آمار رسمی مبنی بر اعلام تعداد یک هزار و 136 کشته و 31 هزار و 721 مجروح به دلیل تصادفات رانندگی در تعطیلات نوروز که می توان آن را یک فاجعه انسانی نامید، به نظر می رسد به جای جشن باید عزا بگیریم.

به گزارش تین نیوز از روابط عمومی معاونت حمل و نقل و ترافیك شهرداری تهران، سرهنگ بازنشسته سید هادی هاشمی افزود:  تعجب برانگیز است که این حجم کشته و مجروح که نام آن را می توان یک فاجعه انسانی گذاشت را نه تنها عادی جلوه می دهیم بلکه برای آن جشن نیز برگزار میکنیم.
وی با اعلام این که برخی نقایص عمده وجود دارد که امنیت ترافیکی را از بین می برند و تا برطرف نشوند، انتظار ایمنی امری خیال پردازانه است، تاکید کرد: شبکه راه های ما برای سفرهای طولانی و پر سرعت آماده نبوده و اکثر آزادراه های ما در حد بزرگراه و بزرگراه های ما نیز در حد راه اصلی هستند.

راه های ما بخشنده نیستند
وی بریدگی های غیر استاندارد را کمینگاه حوادث وحشتناک دانست و اظهار کرد: هر چند با جداسازی مسیرهای رفت و برگشت در جاده ها از تصادفات رخ به رخ جلو گیری شده اما به دلیل وجود همین بریدگی ها تصادفات جلو به پهلو جایگزین شده است.
سرهنگ هاشمی با اشاره به این که شبکه راه های ما از قاعده سلسله مراتب عملکردی راه ها برخوردار نمی باشند، تصریح کرد: از مبداء تا مقصد شرایط راه مدام تغییر میکند و راننده نمیتواند خودش را با این تغییرات تطبیق دهد و دچار خطر می شود.
سرهنگ هاشمی با تاکید بر این که راه باید به اصطلاح بخشنده باشد و به نحوی طراحی شده باشد که خطای انسانی را به فاجعه انسانی تبدیل نکند، اضافه کرد: راه های ما نه تنها فاقد بخشندگی لازم می باشند بلکه راننده را با خطر نیز روبه رو می کنند.

کاهش کیفیت خودروها به بهانه تحریم
وی اعتبارات ایمنی راه های کشور که در 4 سال گذشته هر سال کمتر شده و در سال 91 به کمتر از یک سوم کاهش یافته را بسیار ناکافی دانست و گفت: اعتبارات راه¬ها آن قدر اندک است که با آن حتی نمی توان نیمی از راه های شریانی کشور را نیز خط¬کشی کرد و با این اعتبارات اندک هرگز ایمنی حاصل نمی شود.
سرهنگ هاشمی با اشاره به این که شبکه راه های کشور خطرناک بوده و از پتانسیل بالای خطر و تصادفات برخوردار می-باشند، افزود: علاوه بر راه های نا ایمن، خودروهای داخلی نیز از کیفیت نازلی برخوردار بوده و ایمنی آن ها پایین و آسیب-پذیری آن ها بالاست و در نتیجه میزان آسیبی که در این خودروها به سرنشینان وارد می شود، زیاد است.
وی با بیان این که  خودروسازان به بهانه تحریم ها به کیفیت اندک خودروهای تولیدی خود نیز کمتر توجه می کنند، تاکید کرد: در این شرایط چگونه می توان از خودروهای ضعیف و بی کیفیت موجود انتظار داشت ایمن باشند و سرنشینان خود را دچار مرگ و میر و مصدومیت نکنند.

فرصت طلایی از لحظه وقوع تصادف را از دست می دهیم
وی با انتقاد از رانت دولتی و حمایت حکومتی از خودروسازان، اظهار کرد: اگر روزی این رانت ها و حمایت ها برداشته شوند، خودروسازان نمی توانند حتی یک دستگاه خودرو نیز بفروشند و در این میان اقداماتی مانند افزایش سن معاینه فنی به 5 سال برای خودروهای بی کیفیت که حداقل هر 6 ماه یک بار باید معاینه فنی شوند، جای تاسف دارد.
سرهنگ هاشمی رشد مصرف مواد مخدر، روان گردان ها و مشروبات الکلی را یکی از عوامل تصادفات بر شمرد و تصریح کرد: علاوه بر این تنگناهای معیشتی و نوسانات اقتصادی به عنوان عامل پنهان تصادفات، فکر و ذهن رانندگان را به خود مشغول کرده و همین درگیری های ذهنی و مشغله های فکری به کمک نقایص عدیده راه و وسیله نقلیه، فاجعه می آفریند.
وی 5 دقیقه اولیه از لحظه وقوع تصادف را به عنوان فرصت طلایی، بسیار حیاتی دانست و اضافه کرد: متاسفانه با اقدامات ضعیف پیش بیمارستانی و بیمارستانی و تعلل در نجات و درمان مصدومین و ضعف در امدادرسانی به حادثه دیدگان تصادفات، این فرصت به اصطلاح طلایی را به راحتی از دست میدهیم.
جای شعار دادن به فکر چاره اساسی باشید
وی با اشاره این که کمتر تصادفی را می توان پیدا کرد که در دلایل وقوع آن راه و خودرو سهم عمده ای نداشته باشند، گفت:  با وجود این همه خطر، انتظار افزایش ایمنی و کاهش تصادفات رانندگی و ضایعات جانی و خسارات مالی ناشی از آن امری بسیار ساده انگارانه است که تحقق آن ناممکن به نظر می رسد.
سرهنگ هاشمی با تاکید بر این که نباید این امور را به مصلحت جویی واگذار کنیم چرا که موضوع مهمی به نام جان انسان ها در میان است، افزود: با این همه کشته و مجروح در تعطیلات نوروز و بروز یک فاجعه عظیم انسانی آیا می توانیم شرایط را عادی جلوه داده و تازه برای آن جشن نیز برگزار کنیم؟
رییس اسبق پلیس راه کشور در پایان خاطرنشان کرد: به جای جشن گرفتن و شعار دادن باید به فکر چاره ای اساسی باشیم و بدون هیچ گونه تعارف و مصلحت اندیشی به صورت ریشه ای به ارتقای وضعیت حمل و نقل و ترافیک و بهبود زیرساخت ها بپردازیم.

نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1392ساعت 23:11 توسط فریدون اُروجلو| |

خودکشی مامور اخراجی راه آهن که شش ماه حقوق نگرفته بود!

بر اساس اطلاعات دریافتی، یکی از مامورین اخراجی استیم (سیستم بخار) از راه آهن در محوطه این شرکت خود را به دار آویخت.

به گزارش خبرنگار تین نیوز شنیده ها حاکی از آن است که این مامور استیم شب پیش از خودکشی کودک شش ساله خود را به قتل رسانده و در صبح روز سه شنبه مورخ 20 فروردین 1392 پیش از شروع وقت اداری خود را در محوطه واگن هاي مولد بخار راه آهن از درخت حلق آويز کرده است.

به نقل از منابع آگاه این مامور استیم یکی از اخراجی های راه آهن بود که حقوق شش ماه اخیر خود را نیز دریافت نکرده بود.

تین نیوز  در حال بررسی برای دستیابی به اطلاعات تکمیلی از جزئیات این حادثه است.

منبع: تین نیوز

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392ساعت 23:29 توسط فریدون اُروجلو| |


مدیرعامل راه آهن :
◄من روی حقوق کارگران و مهمانداران قطار حساس هستم!

 

مدیر عامل راه آهن گفت: من روی حقوق کارگرها و مهمانداران قطار ها حساس هستم چرا که اعتقاد دارم خوش حسابی برای بخش ریلی محبوبیت و مقبولیت می آورد.


عبدالعلی صاحب محمدی در گفتگو با خبرنگار تین نیوز اظهار داشت: ما خودمان را اخلاقا موظف می دانیم که برای رشد و سربلندی صنعت ریلی تا حدی در کارها دخالت کنیم و پیگیری مطالبات کارگران و مهمانداران از جمله این کارهاست. وی افزود: هر چند تسویه حساب با کارگران و پیمانکاران مستقیما به ما مربوط نمی شود اما از دو ماه مانده به عید خودم شخصا بدان پرداخته ام تا حقی ضایع نشود.

آمادگی مدیرعامل راه آهن برای پیگیری مطالبات
صاحب محمدی در پاسخ به سوال خبرنگار تین نیوز در رابطه با اینکه آیا شرکت رجا به پیمانکارانش بدهکار است یا خیر بیان کرد: تا جایی که من اطلاع دارم تمام شرکت ها حقوق کارکنان و پیمانکاران خود را پرداخت کرده اند و اینکه آیا شرکت رجا این بدهی ها را پرداخت کرده یا نه بحث داخلی این شرکت است. وی افزود: اما در رابطه با حقوق کارکنان شخصا مراقبت می نمایم.
مدیرعامل راه آهن تاکید کرد: اگر مطالبه ای وجود دارد یا بخشی باقی مانده که به آن رسیدگی نشده آمادگی دارم که پیگیری کنم.

مشاهده ی نظرات:

عباس
۱۳۹۲-۰۱-۲۰ ۱۲:۵۴:۱۵
آقاي تين نيوز عزيز!
صاحب محمدي مگر نگفته به مسائل كارگران و ...حساسه!!!! پس درج كن خبري را كه ارائه كردم تا بفهمه همه اين ژستها كه ميگيره كشكه!!!
منظورم خبر ....!!!


مصيب
۱۳۹۲-۰۱-۲۰ ۱۳:۰۸:۱۳
بابا حساس، پيگير!!!! اين جديت شما آقاي صاحب محمدي ما رو كشته. نميدونم اعتصاب لكوموتيوران‌هاي راه‌آهن طي سال گذشته و سال‌هاي گذشته كه كم هم نبوده و هميشه لاپوشاني كرديد و اتفاقاً همه آنها مربوط به حقوق و مزاياي آنها مربوط مي‌شد مسؤوليتش با چه كسي بود و شما اونوقت چرا از اين حرفهاي خوب نمي‌زدي. و آخرشم نگفتي كه چيكار كردي؟! تازه اين به كنار، هنوز جواب كارگران فني و خطوط ريلي كشور و به ويژه راه‌آهن يزد را ندادي كه بالاخره با تغيير وضعيت شغلي آنها كه حق مسلمشون هم هست چيكار كردي؟؟!! واقعاً اين دلسوزي شما همه راه‌آهني‌ها را كشته و چيزي جز جزغاله شدن باقي نذاشته عزيزم. خداد به داد آخرت شما برسه....

منبع :تین نیوز

ریلنوشت

این که چیزی نیست طفلکی مدیر عامل محترم از 4سال پیش که  مسول راه آهن شده یک شب از غصه مشکلات یاز نشستگان راه آهن خواب به چشماش راه نیافته و به گفته آگاهان تا صبح پشت چشماش بازه !!خدا این صاحبو حفظ کنه و سایه اش رو از سر باز نشسته ها کم کم ،کم نکنه !بلند بگو آمین !!!

نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت 23:29 توسط فریدون اُروجلو| |


به نام خدای بهار آفرین

برما گذشت سالی

و بر زمین حکایتی

و به روزگار هم

حکایتی

امید آن که آن کهنه رفته باشد

به نکویی

و این نو همی آید

به شادی...

با عرض تبریک و اهدابهترین شادباش ها به مناسبت آغاز سال نو و تذکر این نکته که سرچشمه ی خوشبختی تحول در حال است نه تحویل سال.! امیدوارم در سال جدید خداوند به همه ی  ما ومسئولین:

ذوق شنیدن، تحمل انتقاد، حوصله و بازنگری، بزرگی پوزش، بردباری سکوت، دلیری سخن، توانایی اندیشه و رهایی عمل عنایت فرماید..

بر فرموده های ناکرده و کرده های نافرموده از او پوزش می طلبیم و امید عفو و بخشش داریم

اولین پست وبلاگ در سال جدید را با مصاحبه ای با حضرت حق آغاز میکنیم:


مصاحبه باخدا

خدا از من پرسید: « دوست داری با من مصاحبه کنی؟»

پاسخ دادم: « اگر شما وقت داشته باشید»

خدا لبخندی زد و پاسخ داد:

« زمان من ابدیت است... چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از

من بپرسی؟»

من سؤال کردم: « چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟»

خدا جواب داد....

« اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ

شوند...و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند»


«اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و

سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند»


«اینکه با نگرانی به اینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به

گونه ای که نه در حال و نه در اینده زندگی می کنند»

«اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای

می میرند که گویی هرگز نزیسته اند»

دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت....

سپس من سؤال کردم:

«به عنوان پرودگار، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟»


خدا پاسخ داد:

« اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها

کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن

واقع شوند»

« اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند»

«اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند»

« اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن

است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند»

« یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی

است که نیازمند کمترین ها است»


« اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز

نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند»

« اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند»

« اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند»


باافتادگی خطاب به خدا گفتم:

« از وقتی که به من دادید سپاسگزارم»

و افزودم: « چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟»

خدا لبخندی زد و گفت...

آری اینکه بندگانم بدانند

من بی نهایتم،بی مکان وبی زمان!

اما به قدر فهم بندگانم کوچک می شوم وبه  قدر نیاز آنهافرود می آیم!

به قدر آرزوهای آنان گسترده میشوم!

به قدر ایمان آنها کارگشا میشوم  !

وبه قدر نخ پیرزن دوزنده باریک میشوم!

پدر میشوم یتیمان را 

همسر میشوم بی همسران را

طفل میشوم عقیمان را

امید میشوم نا امیدان را

وراه میشوم گمگشتگان را...                  


نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1392ساعت 11:48 توسط فریدون اُروجلو| |

واكنش قاطع كارگران پیمانی راه‌آهن یزد به قراردادهای غیر قانونی

جمعی از کارگران شرکتی راه آهن یزد با امضای طوماری خطاب به اداره کل راه‌آهن این استان، اجرای مصوبات دولت در خصوص تبدیل وضعیت نیروهای پیمانکاری به قرار دادکار معین را خواستار شدند.


در این طومار که به امضای ۷۴ نفر از کارگران متخصص پیمانی و شرکتی شاغل در راه آهن استان یزد رسیده، خطاب به مدیرکل راه آهن یزد آمده است: در صورت اجرایی نشدن مصوبات هیات دولت توسط راه آهن، پرسنل متخصص شاغل شرکتی مشمول تبدیل وضعیت، از تاریخ ۳۱ فروردین ماه سال ۹۲ که قرارداد کار پایان می‌یابد دیگر در قالب شرکت‌های پیمانکاری قادر به همکاری با راه آهن نیستیم و لذا در صورت نیاز راه‌آهن به اینجانبان باید قرارداد جدید کار بصورت مستقیم از طرف راه آهن منعقد شود.

نویسندگان این نامه با اشاره به مصوبه مورخ ۱۶ بهمن ماه سال گذشته، هیات دولت در خصوص تبدیل وضعیت استخدامی کارگران شرکتی شاغل در دستگاه‌های دولتی یادآور شده‌اند: با وجود آنکه اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان یزد مشاغل کارگران شرکتی شاغل در اداره کل راه آهن را تخصصی تشخیص داده است اما همچنان شاهد فرصت سوزی عمدی راه آهن هستیم.

کارگران راه آهن یزد با بیان اینکه شرکت راه آهن تاکنون با استدلال‌ها و استنادات بدون پشتوانه مانع اجرای دستور صریح دولت شده‌است یادآور شده‌اند: در میان کارگران شرکتی راه آهن افرادی دارای مشاغل فنی و تخصصی چون رئیس قطار باری، سرمانور چی، مانور چی و سوزنبانی هستند که با وجود داشتن مدارک مورد تایید راه آهن به دلیل نداشتن مدرک دانشگاهی از لیست واجدان تبدیل قرارداد حذف شده‌اند.

طومار نویسی کارگران راه آهن یزد درحالی است که پیش از این در تاریخ ۳۰ بهمن‌ماه سال جاری نیز ۱۰۹ نفر از کارگران پیمانکاری راه آهن شرق در نامه‌ای به معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور خواهان تبدیل وضعیت استخدامی خود از شرکتی به قرار دادکار معین شده بودند.

راه‌آهن: قرارداد مستقیم نمی‌بندیم
با این حال مسئولان راه اهن مدعی‌اند که به مصوبه هیات دولت در خصوص تبدیل وضعیت بخش بزرگی از کارگران پیمانی راه آهن عمل کرده‌اند.

مدیر روابط عمومی راه آهن با بیان اینکه در راستای دستور سال گذشته هیات دولت بخش قابل توجهی از کارگران شرکتی شاغل در مجموعه راه آهن تبدیل قرارداد شدند، به ایلنا می‌گوید: اطلاعات مربوط به جرئیات این تبدیل قرارداد به حوزه معاونت امورکارکنان راه آهن مربوط می‌شود.

وی بابیان اینکه در اجرای این طرح کارکنان مشمول تبدیل وضعیت شدند گفت: در حال حاضر تنها معدودی از کارگران که بصورت پیمانکاری در پرو‍ژ‌های موقت راه آهن مشغول کار هستند تبدیل وضعیت نشده‌اند.

وی گفت: هرچند مشاغل این کارگران تخصصی است اما از آنجا که اشتغال و همکاری آن‌ها در راه آهن دائمی نیست نمی‌توان در خصوص جذب ان‌ها بصورت قراردادی اقدامی انجام داد.

منبع:تین نیوز

نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1391ساعت 23:41 توسط فریدون اُروجلو| |

از خاطرات یک مامور آسانسور

من تنها مامور آسانسوری هستم که خاطرات بالا و پایین رفتنم رو براتون می نویسم


عیدی کارکنان روزمزد در آسانسور

وارد آسانسور که شد خیلی لاغر بنظر می رسید ،زیر نور چراغ های سقفی آسانسور تکیده تر و ضعیف تر  بنظر میومد.

 پرسیدم: ببخشید شما؟ کی هستین !

با بی حالی گفت: من عیدی سال 92 کارکنان روز مزد هستم.

با تعجب سوال کردم: با این حال وروز زار و نزار می خوای  بعد از یه سال تو خونه کارمندا به استقبال عید و بهار بری؟!

پاسخ داد: تقصیر من چیه؟! باید این سوال رو از مسئولین بپرسی.. بعد ادامه داد آخه این انصافه؟! سال قبل که قیمت ها یک سوم امسال بود، مقدار من تقریبا سه برابر الان بود!جای تاسفه... به جای اینکه تقویت بشم برعکس لاغر و لاغرتر شدم بعد آهی کشید و گفت: از اون بدتر اینه که هر کارمند روزمزدی که سراغم میاد یه ....آبدار نثار من می کنه و با نفرین ازم استقبال می کنه (بعد در حالیکه بغض کرده بود) با صدایی گرفته گفت: یعنی من الان به اندازه ی قیمت 8کیلو پسته ارزش دارم به عبارتی نزدیک به 100 دلار ....آخه اینم شد عیدی؟! من که خجالت می کشم اسم خودمو عیدی بزارم !

پرسیدم:پرسیدم خب حالا کجا داری میری؟کدوم طبقه پیاده میشی؟

گفت:چه می دونم، میرم اداره کل امور مالی، بازرسی، چه میدونم ... یه جایی که هرکی هرکاری از دستش برمیاد انجام بده، شاید وضع من عوض  بشه وبه وزن ومقدارم اضافه بشه!

یکی از افرادی که داخل آسانسور کنار در ایستاده بود با خنده تلخی گفت:تو چقدر ساده ای..اینجا همه کاره صاحبه! اونا تقصیری ندارن. رسیدیم طبقه نهم همه پیاده شدند و هرکس به طرفی رفت..عیدی کارکنان روزمزد هم با شانه های آویزان داشت می رفت سراغ یکی از مسئولین!دلم براش خیلی سوخت!

"طبقه دهم"

به سمت طبقه دهم که حرکت کردیم تو این طبقه چندتا از خدمتگذار های اداره کل تدارکات  در حالی که چند تا کارتن زیر بغل داشتند  نفس زنان وارد آسانسور شدند بنظر میومد کارتن ها خیلی سنگین هستند با اعتراض گفتم: کجا دارین میاین این آسانسور مخصوص کارکنان و ارباب رجوعه، اگه بار دارین باید با آسانسور باری حمل کتید بعد بلافاصله پرسیدم: توی این کارتن ها چیه؟ یکی از خدمتگذارها که از بقیه چاق تر بود و تند تند نفس نفس می زد گفت: قیچی قندشکنه !!

با تعجب پرسیدم: قیچی قندشکن ؟! به چه دردی می خوره؟!کجا میبرین

پاسخ داد: می بریم توو طبقات تقسیم کنیم .

با خنده گفتم: نکنه مسابقه قندشکستنه؟!

با بی تفاوتی پاسخ داد: نه بابا... چون امسال پسته گرون شده و قراره راه آهن مثل پارسال مقداری آجیل ارزون قیمت به کارکنان خودش بده، از اون جایی که اکثر این پسته های بسته بندی شده به دلیل ارزونی قیمت دهن بسته ست!قرار شده همراه بسته ی آجیل یک عدد قیچی قند هم به کارکنان هدیه بدن! تا شاید پسته های دهن بسته  به زور این قیچی ها لبی به خنده باز کنن.. همگی قبل از لب به خنده باز کردن پسته های آجیل شب عید  از ته دل خندیدیم. واقعا که ...

"طبقه شانزدهم"

نزدیکای آخر وقت بود داشتم برمیگشتم طبقه اول ، که طبقه پانزدهم آسانسور ایستاد.. دوباره همون چند تا خدمتگذار پیش از ظهر بودن ،همون کارتن ها زیر بغلشون بود! چند دقیقه ای طول کشید تا کارتن هارا داخل آسانسور روی هم جا دادند، با تعجب پرسیدم چی شد؟! پس چرا دارین برمی گردین؟!مگه قرار نبود قیچی ها رو توی طبقات تقسیم کنید؟؟ پس چرا دارین برمیگردین ؟اینبار خدمتگذاری که لاغرتر بود با دلخوری گفت: نه بابا تصمیم عوض شده.

گفتم: یعنی چی؟!؟

گفت: دستور دادن  تدارکات پسته نخره، چون گرونه و راه آهن پول نداره.

پرسیدم: همون دهن بسته اش رو هم دریغ کردن؟!

گفت: ظاهرا که اینجوری بنظر میاد..

سوال کردم: پس به جای پسته چی میدن؟!

با خنده ی تلخی گفت: قراره  به جای پسته قیصی بخرن

با تعجب گفتم: قیصی چیه؟! منظورت برگ خشک زردآلوست ؟! چه ربطی داره؟! این که آجیل نیست!

با رندی خاصی گفت: ربط نداره ولی گفتن خاصیت  داره!

گفتم: خاصیتش چیه؟!

گفت: میگن ویتامین قاف داره، واسه قوزک پا خوبه!!

این دفعه دیگه هیچکدوم نخندیدیم.. با تعجب به همدیگه نگاه کردیم.. آسانسور رسیده بود طبقه اول،همه سرامون پایین بود ، خدمتگذار چاقه  با دقت خیره شده بود به پاهاش !

نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1391ساعت 23:13 توسط فریدون اُروجلو| |

  فاجعه فروش بلیت!

بیش ازسه روز نیست که براساس اعلام قبلی و اطلاع رسانی شرکت راه آهن جمهوری اسلامی پیش فروش بلیت های نوروزی آغاز شده و اقشار مختلف مردم با مراجعات مکرر به سایت فروش رجا - جوپار و... و نیز آژانس‌های متعدد به دلیل عدم برنامه‌ریزی صحیح و کارشناسانه از ابتیاع بلیت مورد نیاز بازمانده‌اند. در همین حال سرپرست معاونت مسافری شرکت راه‌آهن در مصاحبه‌ای که در 16 دی‌ماه با مشرق داشته بیان نموده که: متاسفانه میزان عرضه ما محدود است اما براساس سند چشم انداز به سمتی می رویم که تقاضایی بی جواب نماند. وی در خصوص راه اندازی سامانه فروش بلیت در شرکت راه آهن نیز گفته: این سامانه در دو بخش مورد آزمایش قرار گرفته است و به راحتی فروش بلیت را انجام می‌دهد و ما برای برنامه فروش مرحله بعد از این سامانه استفاده خواهیم کرد. فولادی با اشاره به اینکه مشکل رزرو بلیت با این سامانه برطرف می‌شود، بیان کرد: یکی از ویژگی‌های این سامانه این است که کار رزرو را به خوبی انجام می‌دهد و مردم مشکلی نخواهند داشت، زیرا تا پیش از این سامانه به طور کامل زیر نظر ما نبوده است و در ساعات اولیه فروش بلیت، مردم با جواب منفی آژانس‌ها روبرو می‌شدند!!!

حال در اینجا پرسش‌های مختلف و متعددی مطرح است که شما باتوجه به اینکه آگاهی کامل نسبت به این معضل داشتید چرا سیستمی را که به صورت متمرکز و واحد به خوبی عمل می‌کرد و مراحل آزمون و خطا را گذرانده بود (سیستم فروش رجا) به دلایل واهی و غیرکارشناسانه و فقط شاید حب و بغض کنار گذاشتید تا دراین مقطع مردم را قربانی مسائل و مصائب خویش کنید؟؟!؟!
چرا بدون مطالعه و بررسی جوانب و حواشی که به وجود خواهد آمد عنان و اختیار سیستم فروش را به دست افرادی سپردید تا حیثیت صنعت ریلی را عده‌آی به سخره بگیرند و در محافل و مجالس مختلف سیاسی و اجتماعی این حرکت را نوعی بی خردی و کج فهمی دولتمردان و دولتی‌ها از چگونگی عملکرد سیستم‌های نظارتی و.... قلمداد کنند؟!؟!
 اساسا" فروش بلیت از امور تصدیگری بوده و هیچ توجیه اقتصادی برای بازگرداندن آن به مجموعه راه‌آهن را دارا نیست تا به واسطه آن بخش عظیمی از نیروی انسانی را درگیر این موضوعات پیش پا افتاده نمود. علی ایحال جای تاسف و تاثر بسیار دارد که راه‌آهن جمهوری اسلامی باتوجه به برخورداری از نیروهای خبره و کارآمد و با تجربه کماکان اندرخم کوچه‌ای تحت عنوان فاجعه فروش بلیت و بازار سیاهی که توسط شرکت‌های مالک واگن ناخودآگاه و یا با آگاهی کامل ایجاد نموده‌اند وامانده است.!! قطعا" اگر تدبیری اساسی دراین خصوص اندیشیده نشود راه آهن را با مشکلات جدی‌تری مواجه خواهند کرد.
توضیح این نکته ضروری است که در سال‌ گذشته و سال‌های قبل از آن شاهد اینگونه مشکلاتی در عرضه و فروش بلیت قطار نبودیم و علی رغم کمبود بلیط مردم با کمترین مشکلی در تهیه مواجهه می شدند.

منبع:تین نیوز

نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1391ساعت 23:34 توسط فریدون اُروجلو| |

12.00

بخندیم یا گریه کنیم...؟

حکایت راه آهن و گنجینه های تجربه و دانش!

روابط عمومی ابن الوقت راه آهن طی ماه های اخیر برای دومین بار با درج  اخباری مبنی بر توجه مسئولین راه آهن به بازنشستگان  !با بزرگ نمایی به درج خبر مربوط به بیانات اخیر قائم مقام راه آهن در مراسم به اصطلاح گرامیداشت و تجلیل از بازنشستگان واحد های مستقر در مرکز پرداخته و ضمن بیان قسمتی از افاضات آقای زارعی قایم مقام مدیرعامل راه آهن از قول حضرت ایشان نقل کرده است که "حضور افراد بازنشسته  راه آهن بیانگر وجود گنجینه ای از تجربه و دانش فنی راه اهن است که باید از آن بهره ی مفید و کافی برد" !! طبق گزارش روابط عمومی جناب قائم مقام در فراز دیگری از بیانات خود بر اصلاح بهبود فرآیند رسیدگی به امور بازنشستگان تصریح فرموده اند!!

جهت اطلاع باید خدمتتان عرض شود که از سال 88 تاکنون که این حقیر به ذلت بازنشستگی در راه آهن نائل گردیده ام آقایان حتی از دادن یک قوطی روغن نباتی 5000 تومانی به عنوان سبد کالا یا هر عنوان دیگری به جماعت بازنشسته یا به قول آقای زارعی گنجینه های پر ارزش  دانش وتجربه که سالها در جهت اعتلای این سازمان تلاش نموده اند دریغ کرده اند! و در حالیکه نهاد ها و سازمان هایی نظیر سپاه و آموزش و پرورش با پرداخت وام های متعدد و ارائه ی خدمات بیمه ای به مجموعه ی بازنشستگان خود  که چون دونده ای خسته شولای شوق بر دوش کشیده وبر چکاد عمر نشسته وارزش ها را نظاره میکنند ،از خدمات  وزحمات آنان تجلیل نموده اند ،اما این حضرات حتی یک ریال وام  ضروری به باز نشستگان  خود یا به قول آقای زارعی ،گنجینه های تجربه ودانش ! پرداخت نکرده اند که هیچ ،علیرغم دستور صریح دولت در پرداخت عیدی  به شاغلان و بازنشستگان تا نیمه ی بهمن ماه هنوز تا تاریخ امروز که پنجم اسفند است چندرغاز عیدی این پبران قوم را که پول یک دست کت و شلوار بچگانه برای نوه شان است را پرداخت نکرده اند ! خدا رحمت کتد امواتتان را پدرم  همیشه میگفت باز نشسته  از نظر اینها مثل درخت خشکیده است !این حضرات یک باز نشسته را حتی به اطاق خود راه نمی دهند چه رسد به این شعار های دهان پرکن !!حرف مفت که حناق نیست!! روابط عمومی هم که کاری جز تجلیل و تعریف برای ماندن ندارد، حالا شما پیدا کنید پرتقال فروش را....

 

نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1391ساعت 23:16 توسط فریدون اُروجلو| |

شرکت راه آهن هند بزرگترین سازمان‌ استخدامی در جهان

 به لحاظ تعداد افراد استخدامی، این شرکت با بیش از 6/1 میلیون کارگر و کارمند، یکی از بزرگترین سازمان‌های استخدامی در جهان به شمار می‌رود. شرکت خط آهن هند (IR ) که هم اکنون کاملا به دولت هند تعلق دارد، دارای 250 هزار واگن و 8 هزار لوکوموتیو است.

شرکت راه آهن هند بزرگترین سازمان‌ استخدامی در جهان

روی ریل‌های شبه‌قاره
خطوط راه‌آهن هند در حدود 64 هزار و 15 کیلومتر بوده و دارای 6 هزار و 909 ایستگاه است. این کشور پس از ایالات متحده آمریکا، روسیه و چین دارای بزرگترین شبکه ریلی جهان است و به نوعی قلب تپنده سیستم حمل و نقلی هند به شمار می‌رود و به طور متوسط روزانه 20 میلیون مسافر را در سطح این کشور جابه‌جا می‌کند.

به لحاظ تعداد افراد استخدامی، این شرکت با بیش از 6/1 میلیون کارگر و کارمند، یکی از بزرگترین سازمان‌های استخدامی در جهان به شمار می‌رود. شرکت خط آهن هند (IR ) که هم اکنون کاملا به دولت هند تعلق دارد، دارای 250 هزار واگن و 8 هزار لوکوموتیو است.

نخستین بار راه‌آهن در سال 1853 یعنی مصادف با تاریخ رسمی استقلال هند، در این کشور آغاز به کار کرد؛ هرچند گفته می‌شود بیش از 80 درصد سیستم ریلی این کشور پیش از اعلام استقلال هند از انگلیس ساخته شده است. در سال 1951 سیستم ریلی هند ملی شد و به یکی از بزرگترین شبکه‌های حمل و نقلی جهان مبدل گشت و بعدها شرکت IR ساخت واگن را نیز به حوزه فعالیتی خود اضافه کرد. در حال حاضر اپراتوری متروی شهر دهلی نیز بر عهده شرکت راه آهن هند (IR ) است و این شاخه به یکی از مهمترین حوزه‌های فعالیتی شرکت راه‌آهن هند مبدل شده است.

خط آهن هند هم اکنون 70 درصد درآمد و سود سالیانه خود را از محل حمل و نقل کالا به دست می‌آورد و بخش اعظم سود خود را در بخش باری و مسافربری سرمایه‌گذاری مجدد می‌کند. البته طی سال‌های اخیر حمل و نقل جاده‌ای و کامیونی که همواره در مقایسه با حمل و نقلی ریلی از رونق کمتری برخوردار بوده، به رقیبی مشکل‌ساز برای شبکه ریلی هند مبدل شده است. از این رو از دهه 1990 تاکنون این شرکت تلاش کرده تا فعالیت‌های خود را از حمل و نقل محموله‌های باری کوچک به کانتینرهای بزرگتر متمرکز کند. در حال حاضر بخش عمده درآمدهای حمل و نقلی این شرکت از محل جابه‌جایی کالاهای فله‌ای، ذغال سنگ، سیمان، غلات و آهن‌آلات تامین می‌شود. طبق آمار طی سه دهه اخیر از میزان ترافیک حمل و نقل ریلی هند تا حد چشمگیری کاسته شده و هم اکنون تنها یک سوم کل بارهای این کشور توسط سیستم ریلی جابه‌جا می‌شود.

بخشی از شرکت راه‌آهن هند با نام اختصاری IRCTC حمل و نقل گردشگران این کشور پهناور را بر عهده دارد. در برخی از خطوط ریلی این کشور نیز قطارهای بسیار مدرن و گران‌قیمتی همچون Palace on Wheels ، Golden Chariot ، Royal Orient Express و Deccan Odysseyحمل و نقل مسافران و گردشگران خارجی را عهده دارند. برخی خطوط نیز تنها به حمل و نقل گردشگران داخلی اختصاص یافته‌اند.

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن 1391ساعت 22:24 توسط فریدون اُروجلو| |


یک خبر و یک نظر در مورد راه آهن

یک خبر از اظهارات قائم مقام راه آهن در مورد کارکرد حمل و نقل ریلی و کامنت واظهار نظر یکی از خوانندگان از سایت تین بدون هیچ تغییری  به عنوان پست امشب تقدیم میشود:

روند نزولی حمل و نقل در بخش ریلی

 قائم مقام راه آهن در بزرگداشت پانزدهمین سال تاسیس دانشکده راه آهن دانشگاه علم و صنعت گفت: در بخش حمل و نقل ریلی اگر نگوییم یک روند کاهشی داشته ایم اما به طور قطع می توان گفت که یک روند ثابت را طی کرده ایم.

طالب زارع بیان کرد: ضرورت توسعه ریلی در برنامه های پنج ساله توسعه اهداف و تکالیفی را برای این بخش تعیین کرده که این چشم انداز بدون وجود ابزار و لوازم و تخصیص بودجه و تجهیز منابع امکان پذیر نیست. وی افزود: هدف گذاری که تکالیف تعیین شده در برنامه پنجم توسعه در بخش بار تعیین کرده است رسیدن حمل مسافر از 23 میلیون نفر به 54 میلیون و رسیدن حمل بار از 33 میلیون تن به 140 میلیون تن است.

زارع اظهار داشت: طبق همین تکلیف راه آهن ملزم به بهره برداری از 13هزار کیلومتر ریل است که در سه سال باقی مانده با توجه به کمبود منابع عمومی و کمبود وقت قابل تحقق نیست. وی افزود: تحقق این امر همچنین رشد 100 درصدی ظرفیت نیروی کشش، واگن های مسافری و واگن های باری را می طلبد. 

زارع همچنین تاکید کرد: در حال حاضر رویکرد جدیدی برای تخصیص منابع و تجهیز بخش ریلی در حال شکل گیری است و صنعت ریلی بیش از گذشته در حال ورود به مباحث اجرایی است اما اگر این رویکرد تغییر نکند و همان روند گذشته را در پیش بگیریم پیگیری برنامه و به هدف رسیدن آن دور از دست و امید به آینده خواهد بود.

مشاهده نظرات:
کاوه علی پور
۱۳۹۱-۱۱-۱۶ ۱۸:۱۵:۴۶

با سلام
من واقعا به صحبت های آقای زارع نقد دارم واقعا چگونه ایشان تنها کمتر از سه سال است در بخش حمل و نقل آنهم بدون هیچ تجربه قبلی تخصص آکادمیک وارد شده اند تئوری می دهند و گذشتگان را و راه کارهای آنها را زیر سوال می برند مگر در این سه سال که ایشان و جناب صاحب محمدی سکان راه آهن را در دست دارند چه کار ویژه ای انجام شده است به خدا همین تخریب ها و خود بهتر بینی ها راه آهن را از بین برده است دوست عزیز تمام متخصصین و با تجربه ها را از راه آهن راندید بطوری که حالا حتی برای رده های میانی مدیریتی هم با کمبود نفر واجد شرایط مواجه هستید و مجبورید گاها نفرات با تجربه کم و بدون تخصص را بر کار بگمارید بعد نطق می کنید و مواردی را عنوان می کنید که متاسفانه صحت ندارد یعنی چه که بایستی رویکرد ما ورود به مباحث اجرائی باشد مگر راه آهن و صنایع مرتبط بدون رویکرد اجرائی قابل پیش رفتن هستند رویه مدیریتی خودتان را عوض کنید نفرات فرار کرده را به راه آهن بازگردانید تجربه و تخصص را الویت همکارانتان قرار دهید به مدیرانتان اختیار تصمیم گیری بدهید منابع لازم خود بخود تامین می شود راه آهن به جلو خواهد رفت حیف که نمی توانید اینگونه عمل کنید نه به دلیل اینکه نمی خوهید چون دانشش را ندارید ببینید چه بر سر حمل ونقل ریلی آورده اید که حالا برای داشتن حداقل ها هورا می کشیم حالا دیگر ترکیه و عربستان و امارات هم در صنعت ریلی جلوی ما که بیش از 75 سال است که راه آهن داریم قد علم می کنند چرا چون مدیران ایشان از دل راه آهنند نه از دل استانداری ها و....دوست عزیز شما که تا سه سال پیش از راه آهن فقط ایستگاه تهران را برای پیاده شدن از قطار می شناختید چگون می خواهید سیاست گذار صنعت ریلی باشید و برای داشجوی صنعت ریلی جاده و راه پیشرفت راه آهن را تشریح کنید ترا به خدا بیش از این دل ما را به درد نیارید راه آهن را با شما کاری نیست لطفا شر مرسانید.

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1391ساعت 23:43 توسط فریدون اُروجلو| |

روی ریل انتخابات

با آغاز فعایت های انتخاباتی وسیاسی  تر شدن افراد جامعه بهتر دیدم با عنوانی به نام روی ریل انتخابات مطالب واشعاری متناسب با این فضا را تقدیم کنم...که شعر طنز زیر اولین آنهاست:

حکایت وزير و شوفر


یک وزیری داخل ماشین نشست

کیف و گوشی دفتر و دستک بدست

کم کمک با شوفرش دمساز شد

باب صحبت بین آن دو باز شد

آن وزیر از ارز با راننده گفت

شوفر از گاز و کلاچ و دنده گفت

آن وزیر از ارز گفت و از دلار

شوفر از نرخ بلیط لاله زار

گفت می دانی سقوط ارز چیست

یا پزشکان بدون مرز چیست

چیست اصل پادمان و پرتکل

چیست قانون جزا و جزء و کل

گفت ما را با سیاست کار نیست

کار مردان این قر و اطفار نیست

گفت با راننده ی خود آن وزیر

ای عزیز بی خیال سر به زیر

با سیاست هر کسی نا آشناست

حول و حوش نصف عمرش بر فناست

مدتی بگذشت از این ماجرا

آن وزیر از مسندش شد کله پا

مدتی را بی هدف در خانه بود

تا مگر پستی بگیرد زود زود

مثل خود را او فراوان دیده بود

طالع خود را چو آنان دیده بود

چون می آوردندشان از صدر زیر

یا معاون می شدند و یا سفیر

از قضای روزگار و بخت شور

همچنان از کار دولت ماند دور

مدتی در منزلش بی کار بود

فکر و ذکرش پاکت سیگار بود

عصر جمعه حول و حوش انقلاب

چرخ می زد در خیابان بی حساب

از قضا راننده را در راه دید

با وی از احوال خود گفت و شنید

گفت دیگر در بساطم آه نیست

بعد از این از هیچ کار اکراه نیست

قلب شوفر مهربان و صاف بود

خیر خواه وخوب و با انصاف بود

گفت دارم یک رفیق منعطف

صاحب یک خودروی " تهران الف "

با رفیقم ساعتی دیدار کن

بعد از آن با خودروی او کار کن

گفت ممنون از تو هستم ای عمو

لطف داری تو ولی تصدیق کو

گفت تصدیق از اساس کار ماست

چون نداری کل عمرت بر فناست

نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1391ساعت 23:10 توسط فریدون اُروجلو| |

او اینگونه بود..

گوشه هایی ازخصوصیات صاحب خلق عظیم ،پیامبراسلام در سالروز ولادت مبارکش :


نماز را اول وقت می خواند.

با عطر نماز می خواند و آهسته( دو برابر نماز های واجب، نماز استحبابی می خواند)

و در ماه رمضان به آن می افزود ( در ماه رمضان به هزار رکعت آن اهمیت می داد)

سه روز در ماه روزه بود پتجشنبه اول و آخر ماه ،چهارشنبه وسط ماه، ماه شعبان و رمضان.

با خرما افطار می فرمود، در سحر حلیم یا خرما یا قاووت می خورد.

در افطارها غذای شیرین می خورد .

به قرائت قرآن عادت داشت و آن را با تدبر می خواند.

بعد از نماز صبح یک حزب قرآن می خواند.

شانه و مسواک او  همیشه زیر متکایش بود، در تمام اوقات خوشبو و معطر بود.

با زنان خوش رفتار بود ،مهریه دخترانش سبک بود.

وقت خواب روپوش خود را به زعفران آغشته کرده و روی خود می انداخت.

لباس پنبه ای می پوشید و لباس نوی خود را به فقیر می بخشید.

نشسته غذا می خورد ،با دست ،تکیه نمی داد و قبل از سیر شدن دست می کشید.

اگر خرما در سفره بود با آن شروع می فرمود.

ماهیچه و سردست گوسفند را دوست می داشت و از ران و کلیه گوسفند نمی خورد.

زیتون و عسل را خیلی دوست می داشت.

غذا را داغ نمی خورد .

سر قرار به موقع حاضر می شد، روزی با کسی قرار داشت و در زیر آفتاب ایستاده بود گفتند یا رسول الله به سایه بیایید، فرمود:نه قرار ما اینجاست و در آفتاب ایستاد.

امانت دار بود، خلف وعده نمی کرد .

از سلام جاهلی (صبح بخیر و سام علیکم) منع می فرمود و السلام علیکم را توصیه می کرد.

به زنان و کودکان سلام می کرد و اگر کسی منتظر او بود سریع نماز می خواند.

به سه نکته امر می فرمود: بخشش به کسی که او را محروم کرده.

ارتباط با کسی که با او قطع ارتباط نموده .

گذشت از کسی که به او ظلم کرده.

راستی ما و مسئولین ما چقدر به او شبیه ایم؟!؟

نوشته شده در سه شنبه دهم بهمن 1391ساعت 23:44 توسط فریدون اُروجلو| |

موقعی که ما شتر و درشکه داشتیم اینا مترو داشتن...!

متروی لندن قدیمی ترین و بزرگترین متروی دنیا!!

لندن یکی از بهترین سامانه های متروی جهان را دارد که بخش های مختلف این شهر را به هم پیوند می دهد.

مقدمات ایجاد نخستین خط متروی لندن، در سال ۱۸۵۴ میلادی ایجاد شده بود که در تاریخ ۱۰ ژانویه سال ۱۸۶۳ آغاز به کار کرد. مسیر این خط با عنوان «خط متروپولیتن» بین دو نقطه پدینگتون و فرینگدون در مرکز شهر بود و اکنون بخشی از خط «همراسمیث و سیتی» متروی لندن است.

نخستین خط متروی لندن که در واقع نخستین خط متروی جهان نیز بود، به كمك نیروی لوكوموتیو بخاری راه اندازی شد اما به تدریج از نیروی الكتریسیته برای حركت قطارهای زیرزمینی استفاده شد به گونه ای که در سال 1890 میلادی در شهر برلین، نخستین قطار زیرزمینی كه به كمك الكتریسیته حركت می‌كرد، به كار افتاد.
متروی لندن، دارای ۲۷۵ ایستگاه است و ۵۵ درصد این شبکه بر روی زمین است. متروی لندن با ۴۰۸ کیلومتر خط آهن، طولانی‌ترین خطوط حمل و نقل درون شهری جهان نیز به شمار می رود.

متروی لندن 150 ساله شد
در ژانویه امسال، به مناسبت 150 سالگی متروی لندن، یک موتور بخار که ساخت آن به سال ۱۸۹۸ باز می‌گردد و به تازگی تعمیر و مرمت شده در متروی لندن به نمایش درآمده است. این موتور بخار با نام «Met Locomotive No.1» تنها بازمانده آن دوران به شمار می‌رود.

مترو؛ خارج از لندن
از کشورهای پیشرفته در زمینه راه اندازی خطوط مترو می‌توان به آمریکا، فرانسه، ژاپن و آلمان اشاره کرد.
نخستین مترو در آمریكا در سال1892 میلادی در شهر شیكاگو ساخته شد كه بیشترین مسیر آن روی زمین احداث شده بود و نخستین مترویی كه مسیر حركت آن كاملاً در زیرزمین قرارداشت در 1897 در بوستن و در سال 1904 در نیویورك ساخته شدند.

اکنون بزرگ ترین و طولانی‌ترین خط متروی شهری در جهان متعلق به مترو نیویورک است که با داشتن 462 ایستگاه و طول 1355 کیلومتر و دارا بودن 26 مسیر، در جهان بی همتا است. در عین حال دو سوم مردمی که در آمریکا از مترو استفاده می‌کنند در شهر نیویورک زندگی می‌کنند.

در آسیا نیز نخستین مترو در سال 1927 میلادی و در ژاپن مورد بهره‌برداری قرار گرفت.

نوشته شده در جمعه ششم بهمن 1391ساعت 23:2 توسط فریدون اُروجلو| |

آگهی نیم‌صفحه‌ای برای تبریک
مدرک بهبهانی برای شرکت ملی نفتکش چقدر آب خورد؟

شرکت ملی نفتکش ایران امروز به بهانه واگذاری مدال طلا و گواهی‌نامه تحقیقاتی و بین المللی یک موسسه خارجی به مدیرعامل خود (حمید بهبهانی وزیر سابق راه)، آگهی‌های میلیونی به روزنامه‌ها سفارش داده است.
آگهی‌های تمام رنگی  شرکت ملی نفتکش ایران در برخی از روزنامه‌های کثیره الانتشار کشور همچون روزنامه ایران و جام جم چشم هر خواننده ای را به خود جلب می کند.
در این آگهی که در روزنامه‌های کثیره الانتشار صبح ایران به صورت نیم صفحه منتتشر شده است، تصاویری از مدال طلا و گواهی نامه تحقیقاتی و بین المللی کمبریج انگلستان مدیرعامل شرکت ملی نفتکش با تیتر درشت وجود دارد.
همچنین در متن این آگهی‌ها آماده است: "جناب آقای دکتر حمید بهبهانی مشاور محترم رئیس جمهور و مدیرعامل شرکت ملی نفتکش ایران، با خرسندی و تهنیت فراوان دریافت گواهی جامع از سوی مرکز مطالعات پژوهشی، تحقیقاتی و بین المللی بیوگرافی کمبریج انگلستان به عنوان استاد نمونه (اینترنشنال پروفشنال سال 2012 میلادی) که به پاس پژوهش، تحقیق و توسعه در حوزه مهندسی عمران از میان نفرات برتر دانشگاه های بین المللی جهان به جنابعالی اهدا گردیده را حضورتان صمیمانه تبریک عرض می نمائیم. هیات مدیره و کارکنان شرکت ملی نفتکش"
 تماس با بخش آگهی‌های روزنامه‌ها نشان می دهد که هزینه انتشار  آگهی در صفحه 4 روزنامه ایران حدود 19 میلیون و 200 هزار تومان و در صفحه 4 روزنامه جام جم 20 میلیون و 400 هزار تومان است.
 از سوی دیگر باید به این موضوع اشاره کرد که شرکت ملی نفتکش ایران یکی از مردمی‌ترین شرکت‌های نفتی و اقتصادی کشور است به طوری‌که 100 درصد سهام این شرکت به صندوق‌های بازنشستگی صنعت نفت، تامین اجتماعی و کشوری واگذار شده است.
 ذکر این نکته ضروری است در حالی شرکت ملی نفتکش ایران اقدام به هزینه چاپ این آگهی تبلیغاتی میلیونی در روزنامه ها می کند که به گفته نادر ظهوری رئیس انجمن صنفی کارگری دریانوردان جمهوری اسلامی  در خلیج فارس، در یکسال گذشته 30 نفر از کارکنان این مجموعه به دلیل مشکلات اقتصادی تعدیل شده‌اند.

منبع:تین نیوز

نوشته شده در شنبه سی ام دی 1391ساعت 23:21 توسط فریدون اُروجلو| |

طنز کارمندی!

یکی ازهمکاران قد بلند وایضا بخت بلند راه آهن  !که به خواب هم نمی دید  مدیر شود ولی شد! رمز موفقیت خود را در کسب این مقام در بکارگیری موارد زیر می داند:

1) سعی كنید هنگام تردد در راهروهای اداره همیشه پرونده زیر بغل داشته باشید:
این ترتیب به نظر كارمند سخت كوشی میرسید كه قرار است در جلسه مهمی شركت كند. كسانی كه دستخالی این طرف و آن طرف میروند عاطل و باطل به نظر میرسند و تصور عموم از كسانی كه "روزنامه" زیر بغل دارند این است كه زیر كار در میروند و به جای آن وقت خود را صرف خواندن روزنامه و حل جداولش میكنند.

 

2) برای این كه به نظر برسد سرتان شلوغ است:
از كامپیوتر استفاده كنید.(ایشان  خود  قبل از مدیریت  دائما از کامپیوتر استفاده میکرده !)استفاده از از كامپیوتر درنگاه خیلی از كسانی كه چشم شان به شما می افتد مترادف "كار" است در حالی كه شما میتوانید فرصت را مغتنم شمرده و ایمیل های شخصی و دریافت و ارسال نمایید، چت كنید در مورد موضوعات مورد علاقه خود search كنید، وبلاگها و سایتهای مورد علاقه خود را نگاه كنید و بدون اینكه ذره ای كار انجام داده باشید حسابی خوش بگذرانید و اگر زمانی توسط رییستان گیر افتادید بهترین دفاع این است كه ادعا كنید در حال یادگیری نرم افزار جدیدی هستید كه به نوعی به كارتان مرتبط است.

 

3) میز كارتان را به هم بریزید !:
اطراف خودتان را حسابی با اسناد و جزوات و اوراق پركنید. در نگاه افراد حجم كاری كه دیده میشود مهم است. اگر میدانید قرار است كسی در دفتر كارتان در مورد كارش با شما دیدار داشته باشد اسناد و مدارك مربوط به او را در میان اوراق خود گم و گور كنید و بعد در حضور او دنبالشان بگردید.

 

4) از منشی تلفنی استفاده كنید و حتی المقدرود به تماس ها پاسخ ندهید:                              

افراد برای این كه چیزی به شما بدهند با شما تماس نمیگیرند، آن ها تماس میگیرند تا شما برای آنها كاری انجام دهید و فقط بلدند برای شما دردسر بسازند و این منصفانه نیست!!!!


5) ظاهری آشفته و پریشان داشته باشید !:
ظاهر پریشان شما رییس تان را متقاعد میكند كه سر شما حسابی شلوغ است

 

6) كاری كنید كه به نظر برسد تا دیروقت كار میكنید !:
همیشه دیر دفتر را ترك كنید  !به خصوص زمانی كه مدیر تان در اداره است. میتوانید از این فرصت برای رفتن به ورزش وباشگاه در ساعات اداری ! یا خواندن مجلات ، كتابها و سرگرمی های این چنینی كه همیشه قصدانجامشان را داشتید ولی فرصت نكرده اید استفاده كنید.


7) آه بكشید:
زمانی كه افراد زیادی اطرافتان هستند وانمود كنید دارید به سختی كار میكنید و بعد با صدای بلند طوری كه همه بشنوند آه بكشید. تصور حجم بالای كاری كه دارید انجام میدهید آنها را تحت تاثیر قرار خواهد داد.


از الفاظ قلمبه سلمبه استفاده كنید:
اگر چنین واژه هایی بلد نیستید معادل انگلیسی كلمات مرتبط با حوزه كاریتان را پیدا كنید و بخصوص هنگام صحبت كردن با مافوق خود به جای كلمات فارسی از آن ها در جملاتتان استفاده كنید. مهم نیست كه او متوجه آن چه می گویید می شود یا خیر، مهم این است كه شما تاثیرگذار به نظر میرسید

نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1391ساعت 23:30 توسط فریدون اُروجلو| |

بدترین حوادث ریلی جهان

 مسافرت با قطار چنان آرامش بخش است که برخی از شبکه های تلویزیونی در جهان در ساعات بی برنامه خود تصاویر بدون موسیقی و کلام از پنجره یک قطار در حال حرکت در مسیر پر پیچ و خم اش پخش می کنند.
اما همین آرامش با یک لحظه غفلت می توان فجایع عظیمی را به وجود آورد در کشور ما ودر سال1382 یکی از بدترین اتفاقهای ممکن در حوادث ریلی اتفاق افتاد
این اتفاق روز 29 بهمن سال 1382 در نزدیکی ایستگاه خیام در 17 کیلومتری نیشابور رخ داد که در آن 295 نفر کشته و 460 نفر زخمی شدند. اکثر کشته شدگان از نیروهای امدادی و انتظامی و نیز مردمی بودند که برای کمک به اسیب دیدگان آمده بودند. بعد از تصادف دو قطار و بعد از گذشت چند ساعت به طور ناگهانی چند واگن منفجر شدند که باعث کشته شدن افراد بسیار زیادی شد.
اما تلخ ترین حوادث ریلی در جهان به قرار زیر است.

 

حادثه گرتنا گرین
در سال 1915 یکی از بزرگترین سوانح تاریخ بریتانیا رقم خورد. در این سانحه ابتدا دو قطار که یکی از آن ها سربازان را جابه جا می کرد به علت اشتباه سوزنبان و همچنین مسئولین ایستگاه به یکدیگر برخورد کردند. این باعث شد تا نیمی از قطار سربازان از بین برود. اما این پایان ماجرا نبود چرا که چند دقیقه بعد قطار دیگری از راه رسید و نیمه دیگر قطار سربازان را از بین برد. این حاطثه باعث کشته شدن نزدیک به 227 نفر شد.

 

سانحه در تونل 20

یکی از رازآلودترین و همچنین خونین ترین حادثه های ریلی دنیا در سال 1944 در اسپانیا رقم خورد. در این حادثه یک ترن پستی و یک لوکوموتیو و همچنین یک قطار مسافربری داخل تونل20 با یکدیگر برخورد کردند. در این حادثه که علت و همچنین میزان دقیق تلفات آن هیچگاه مشخص نشد نزدیک به 200 نفر جانشان را از دست دادند. این در حالی است که بسیاری می گویند این تعداد نزدیک به 500 نفر بوده است. از این حادثه در سال 2002 یک مستند نیز ساخته شده است.

 

حادثه یوکوهاما
در سال 1963 و به دلیلی نامعلوم یک قطار باری با دو قطار مسافربری برخورد کرد. این حادثه در یوکوهاما و نزدیک به توکیو اتفاق افتاد و باعث کشته شدن 161 نفر شد. دلیل این حادثه هیچگاه مشخص نشد در حالی که عده ای کار سوزنبانان را اشتباه می دانند.


بی توجهی به قوانین
حادثه لندن که در اسل 1988 رخ داد را می توان یک بی توجهی ساده به علائم و مقررات دانست که باعث کشته و زخمی شدن افراد زیادی شد. در این حادثه سه قطار مسافربری با یکدیگر برخورد کردند که دلیل اصلی آن بی توجهی راننده یکی از قطارها به چراغ قرمز بود. در این حادثه 35 نفر جانشان را از دست دادند و نزدیک به 500 نفر نیز زخمی و مجروح شدند.

 

برخورد با ساختمان

در سال 1994 یک قطار باری در حال عبور از منطقه "ساجول" در مجارستان بود که ناگهان یکی از واگن هایش از ریل خارج شد. این باعث شد تا برخی دیگر از قسمت های قطار نیز از ریل خارج شوند و به ساختمان های اطراف ریل برخورد کردند. در این حادثه نزدیک به 29 نفر جانشان را از دست دادند و همچنین 60 مسافر دیگر نیز زخمی شدند.


سانحه در هوای مه آلود
این حادثه در مصر و در نزدیکی قاهره رخ داد و یکی از بدترین سوانح تاریخ این کشور شناخته می شود. یک قطار مسافربری در حال نزدیک شدن به قاهره بود که به خاطر بدی هوا و مه غلیظ از حرکت امتناع کرد. این باعث شد تا قطار دیگری از پشت به آن برخورد کند و بیش از 100 نفر جان خودشان را از دست دادند. این حادثه در سال 1995 اتفاق افتاد و دادگاه قاهره رسیدگی درستی به آن نکرد.

 

سانحه با سرعت بالا

آلمان از جمله کشورهایی است که برای اولین بار از قطارهای تندرو استفاده کرد. این باعث شد تا اولین سوانح این قطارها نیز در این کشور رخ دهد. در سال 1998 یکی از این قطارها از ریل خود خارج شد و از بالای یک که ارتفاع زیادی نداشت به پایین پرتاب شد. این باعث شد تا بیش از 100 نفر جانشان را از دست بدهند و افرادی بسیار زیادی نیز مصدوم شدند. این حادثه باعث شد تا نزدیک به 100 قطار تندرو از رده خارج شوند و مورد بازبینی قرار بگیرند.

 

سانحه رمز آلود کره شمالی
یکی دیگر از سوانح ریلی رمز آلود در سال 2004 و در کره شمالی رقم خورد. در این سانحه دو قطار که گفته شد سوخت های فسیلی حمل می کردند با یکدیگر برخورد کردند و در نزدیکی یکی از روستاهای این شهر منفجر شدند. این حادثه بیش از 3000 تلفات داشت ولی دولت کره همه آن ها را رد کرد. آن ها اعلام کردن که تنها 100 نفر کشته و 1000 نفر زخمی شده اند. البته بسیاری از کارشناسان بر این اعتقاد هستند که این دو قطار سوخت های اتمی جابه جا می کرده اند.

 

خروج از ریل از نوع ژاپنی
این حادثه در سال 2005 رخ داد و این بار نیز سرعت بالا باعث شد تا یک قطار ژاپنی از خط خارج شود. در این حادثه یک قطار مسافربری از خط خود خارج شد و پس از برخورد با ساختمان های اطراف ریل ایستاد. در این حادثه 73 نفر جانشان را از دست دادند و بیش از 450 نفر نیز زخمی شدند. دلیل اصلی حادثه سرعت بالای این قطار اعلام شد.

نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1391ساعت 23:38 توسط فریدون اُروجلو| |

یادمانها: 

 اربعین؛ تكرار بيعت پايدار شيعه در غدير

روزهای اندوه زينب(س) به اربعين رسيده و هزاران بار دردهايش را در غربت جانكاه اسارت زمزمه كرده است تا سر بر تربت خونين برادر بگذارد و تمام اندوهش را بگريد در نگاه كربلا، اين بار گذر كاروانی از اشك و خاكستر موج می‌زند كه يادگار همان نگاه‌هايی است كه با چشمان خونبار قتلگاه گره خورده است، آری! زينب است كه تمام يادگار كربلا را با كاروان صبرش برای زيارت شهدای كربلا آورده است، نگاهش در لحظه‌ای پهنای صحرا را طی می‌كند آفتاب رمقی ندارد گويی از غروب غريبانه‌اش در عاشورا ديگر طعم طلوع را نچشيده است.

كاروانيان خاك كربلا را به سر می‌ريزند و زينب(س) در جستجوی گمشدگانش خاك كربلا را می‌بويد هوا را با تمام احساس خسته‌اش لمس می‌كند تا جای قامت علی‌اكبر، دستان عباس، حنجره علی‌اصغر و سر حسين(ع) را پيدا كند. زمين زير پای زينب شرمنده جستجوی زينب(س) است، آرام می‌نشيند و گوش صحرا سنگ صبور نجوای آرامش می‌شود و گويی برق آفتاب را چون شاهدی روشن نشانه می‌رود.

به ياد داری در هجوم ابرهای سياه لشكر خورشيد در سكوت و گرمای نگاهت تنها مانده بود؟ تيغ بود و شمشير؛ شمشيرهايی كه برای انداختن قامت حق بر زمين، تن خويش را با هرم آتش صيقل می‌دادند، به ياد داری نرمك گلويی را كه با تير سه شعبه نشانه رفت؟ به ياد داری روی زرد و عطشناك كودكان آفتاب را، به ياد داری زلالی اشك‌های عباس را زمانی كه آب‌های مشك بر زمين ريخت؟

يا زينب! تو می‌شناسی آب نفرين شده‌ای كه محكوم معامله شوم دنياپرستان شد؟ شناختی گودال خونينی را كه در گودی چشمانش يادگار هزاران نگاه پريشان را ترسيم كرد و تمنای مشك‌های سوراخ كه آب آخرين بهانه‌اش بود؟ گرمای دستانی كه آرزوی سقايی داشت و از شرم چشمان منتظر كودكان به خواب آب‌ها رفت و به وعده‌گاه برنگشت؟ آسمانی كه برای هميشه تاريخ را با عظمت اين فاجعه سياهپوش كرد؟

چه صبورانه واژه‌هايش را با اشك ترنم می‌بخشيد و گونه‌های داغدارش سيل اشك‌هايش را پيش چشم نا‌مهربانی‌ها محو می‌كرد، نم نم صدايش رو به نيايشی بغض‌آلود رفت و وداع غريبانه اهالی كاروان را گوش می‌داد و جای خالی بهانه‌های سه ساله‌اش ميان دغدغه و دلواپسی‌های كاروان احساس می‌شد.

ايام فراوانی يادهاست كه از راه رسيده و بر در و ديوار دل‌ها می‌كوبد و درختان خسته و زخم خورده اما استوار را در مسير بادهای قرن‌ها شكيبايی مقيم كرده است، زردی آفتاب رو به سياهی می‌رود و زينب(س) واژه‌های گفته و ناگفته را بر دوش خستگی‌هايش می‌گذارد و باز هم می‌ايستد. دشمنان اهل بيت(ع) رعب اين ايستادگی را بارها تجربه كرده‌اند.

اوج نگاه زينب تا ناكجای دشت نينوا حادثه را دنبال می‌كند و كاروان راه مدينه را در پيش می‌گيرد و زينب(س) اينك انعكاس پژواك فريادهاست و طنين شجاعتی كه بر قله‌های بلند اعصار و قرون تا مرزهای ابديت جاودانه خواهد ماند، زينب می‌رود تا احياگر پيام ناميان كربلا باشد.

محرم وامدار تاريخ شد، در يك نيم روز و همان نبرد روز عاشورا اگرچه از نظر زمان كوتاه‌ترين درگيری بود كه فقط در يك نيم روز طول كشيد، ولی از نظر امتداد، طولانی‌ترين درگيری حق و باطل در تاريخ است، تا ابديت زمان كه هنوز هم ادامه دارد قضيه كربلا منحصر به يك جمعيت هفتاد و چند نفری و يك سرزمين نبوده و نيست و به جرئت می‌توان گفت، ماندگاری حماسه بزرگ عاشورا متعلق به حضرت زينب كبری(س) است. حضرت زينب آن كسی است كه از لحظه شهادت امام حسين(ع) اين بار امانت را بر دوش گرفت و شجاعانه و باكمال اقتدار آن چنان كه شايسته دختر اميرالمؤمنين است در اين راه حركت كرد، گاهی رنج و زحمت زنده نگه داشتن خون شهيد از خود شهادت كمتر نيست؛ رنج چندين ساله زينب كبری از اين قبيل است.

نبرد مظلومانه امام حسين(ع) و يارانش در روز عاشورا در زمين نينوا چنان صحنه هستی و تاريخ را دگرگون ساخت كه گويی آثار قيامت بر اندامش هويدا شده است و حسين و يارانش چنان بر تارك تاريخ می‌درخشند و جاودانه‌اند كه هيچ گاه غبار زمان بر روی آزادگی و شجاعت‌شان نخواهد نشست. چگونه می‌توان عزت امام حسين(ع) را در عاشورا از ياد برد؟ چگونه می‌توان تصوير حضرت عباس(ع) را از ذهن دور داشت؟ مگر می‌توان آرامش و شكوه زينب(س) را ناديده گرفت؟ مگر می‌شود وجود امام سجاد(ع) را در شام نديد؟ چگونه می‌توان با كاروان داغدار حسين از كربلا تا شام همراه نشد؟ چگونه می‌شود سر بريده حسين و اهانت‌های يزيديان را ناديده گرفت؟

باز هم اربعين آمد، قرن‌ها از وقوع آن همه مصيبت می‌گذرد، ولی هنوز بغض‌ها تازه است، هنوز هم آسمان برای نام حسين(ع) و عباس(ع) و سجاد(ع) و علی اصغر سر تعظيم فرود می‌آورد و هنوز زخم اين ناجوانمردان التيام نيافته است و گويی اربعين هر سال نخستين اربعين حسينی است كه عاشقان پيراهن صبوری می‌درند و تاب از دست می‌دهند و به عزای حسين(ع) و يارانش می‌گريند و می‌شورند.

اربعين بيعت دوباره با عاشوراست، اربعين بعثت جان‌های ملتهب است و تكرار بيعت پايدار شيعه در غدير، اربعين روز برائت از سلطه ستم و هنگامه عهد عاشقان شهادت است، اربعين يادمان روزهايی است كه خورشيد را فراز نيزه‌های جهل ديديم و بر مظلوميت فضايل گريستيم، اربعين تذكار آنانی است كه حق‌نمايان سلاح باطل گرفتند و بر روشنای حقيقت شوريدند، اربعين فرصت مجدد فرياد رسای ستم‌سوزی است، فرصت هم آوا شدن با زينب كبری(س) كه احياگر امر به معروف و نهی از منكر و اصلاح ناب حسينی بود و حراست از ارزش‌های علوی آموزه شكر و شكيبايی و رشادت اوست.

اربعين تكرار پيمان شيعه در غدير است، اربعين حماسه بجا مانده از حماسه بزرگ عاشوراست، اربعين وامدار زينب در چهل روز است، اربعين وامدار تاريخ شيعه است، اربعين آبرو و شرافت همه مسلمان و خصوصا شيعيان است، اربعين كليد پيروزی حق بر باطل است، حيات اسلام وامدار بدن پاره پاره حسين در اربعين است و بايد گفت اربعين وامدار زينب است، بعد از اربعين بود كه هر كس با هر مسلكی وقتی می‌خواست حق خود را از باطل بگيرد به پيام‌ها و اقدامات امام حسين در روز عاشورا استناد می‌كرد و قيام حسين(ع) راهی شد برای گرفتن حق از باطل و نابودی بدی و پايداری خوبی‌ها و حالا كه اربعين ديگری در راه است و وظيفه رهروان راه امام حسين زنده نگه داشتن اربعين و عاشوراست.

دليل ماندگاری انديشه امام حسين(ع) و بالاترين معرفت در مكتب امام حسين(ع)، دريافت عظمت حق و خداترسی است؛ اين امام بزرگوار كسی مثل يزيد را شايسته رهبری مسلمانان نمی‌دانست چون يكی از نقطه ضعف‌های يزيد بی‌پروايی در برابر خداوند بود، از بُعد ديگر مكتب امام حسين(ع) حق‌محور بوده و بر پايه آزادگی بنا شده است و پارسايی و وارستگی از ويژگی‌های بارز امام و يارانش به شمار می‌رود. عدالت‌خواهی يكی از برجسته‌ترين وجوه قيام است؛ قيامی كه برای اجرای حدود الهی اتفاق افتاد. به گفته امام حسين(ع) اصحابش بهترين ياران يعنی بيداردل، پرواپيشه و در برابر دشمن سازش‌ناپذير بودند، كرامت و عزت نفس از خصوصيات آنان بود و فداكار و فروتن و از خودگذشته بودند و همين ابعاد باعث جاودانگی آرمان و انديشه اين قيام به شمار می‌رود.

اين قلم‌هايی كه ما می‌زنيم، هيچ سطری از تشنگیِ مردان خورشيد را نچشيده و منظومه بلند آوارگی را همراهی نكرده و از خارستان‌های ناتمام و گستاخ عبور نكرده، چگونه خواهند توانست به منزلتِ اربعين دست پيدا كنند؟ قلم‌ها تنها می‌توانند حوالیِ نام و ياد اربعين چند قطره‌ای اشك واويلا بريزند و دلتنگ نوشتن از تنهايی خودشان باشند.

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی 1391ساعت 19:22 توسط فریدون اُروجلو| |

ماجرای قطار ۳۵۳ دلیجان مشهد

حدود 5 ساعت تاخیر برای قطار دلیجان مشهد- تهران، مرگ یک جنین 5 ماهه و ابراز بی اطلاعی مسئولان شرکت راه آهن، کابوس مسافران این قطار شد.
 سایت قطارهای مسافری رجا را که نگاه کنی، نام قطار «دلیجان» را در فهرست قطارهای ویژه قرار داده اند. اما برای مسافرانی که سفر با قطار دلیجان جمعه شب 8 دی ماه از مشهد به تهران را تجربه کردند، سفر با دلیجان به کابوسی وحشتناک شبیه بود که تمامی نداشت. از تاخیر کلافه کننده 5 ساعته تا مرگ یک جنین در شکم مادر باردارش به دلیل سرمای وحشتناک قطار. شاید مسئولین مربوطه این سطرها را بخوانند و کمی به خود بیایند.

محبوس شدن دوساعته در قطار خاموش
سرمای هوا و یخبندان مسیرها، البته چیزی نبود که از چشم کسی پنهان بماند. تاخیر هم البته در این موارد غیرقابل انکار است. قطار شماره 353 دلیجان که باید ساعت 21 جمعه 8 دی از مشهد به سمت تهران حرکت می کرد هم از این قاعده مستثنی نبود. اما محبوس کردن مسافران در کوپه های سرد، آن هم به مدت حدود 2 ساعت  و تاخیر در حرکت تا حدود ساعت 23 شب هم غیرقابل توجیه است. قطاری که با توجه به سرمای 10 درجه زیر صفر مشهد بدون حرکت با فن های خاموش متوقف بود، چرا باید پذیرای مسافرانی باشد که قطعا نشستن در سالن گرم راه اهن را به نشستن در کوپه های سرد قطار ترجیح می دادند؟

کوپه هایی که از یخچال هم سردتر بود
تعدادی از واگن های قطار همچون واگن 8 از نظر سیستم گرمایشی  کاملا تعطیل بودند. مسافران بعضی واگن ها مثل واگن 5 نیز با فن هایی تقریبا بی خاصیت، سرمای شدید نیمه شب  مسیر را  تحمل کردند. اما غم انگیزتر از سرمای کوپه ها رفتار سرد مسئولان قطار با این موضوع بود. پاسخ هایی که با بی توجهی و سلب مسئولیت همراه بود و تا پایان مسیر هم ادامه داشت. هرچند تعدادی از مسافران  یکی از کوپه ها به رستوران قطار منتقل شدند تا از سرمای واگن نجات پیدا کنند. اما رستوران قطار هم دست کمی از واگن های دیگر نداشت. تا جایی که بعضی مسافران، عطای رستوران نشینی را به لقایش بخشیدند و در راهروهای واگنها پتو رویشان کشیدند و خوابیدند.

لوله های یخ زده، سرویس بهداشتی تعطیل
کرامات قطار یخ زده جمعه شب مشهد- تهران به این ها خلاصه نمی شد. سرویس های بهداشتی به دلیل ان چه مسئولان قطار «یخ زدگی لوله ها» عنوان می کردند جایی برای مسافران مستاصل قطار نداشت. درهای سرویس های بهداشتی به همین دلیل ساعت ها قفل بود و کسی اجازه استفاده نداشت. وقتی هم درهای سرویس ای بهداشتی باز شد، وضعیت بهداشتی سرویس ها به لطف شیرهای آب بدون آب در عرض چند دقیقه چنان اسفبار شد که  ...

  چای بدون صبحانه نمی دهیم!
مشکل قطار دلیجان شماره 353 مشهد- تهران البته فقط گرمایش و سرویس های بهداشتی نبود. مشکلات عجیبی مثل این ها را هم باید به لیست اضافه کرد: مشکلاتی همچون قطعی برق 220 ولت کوپه ها با وجود داشتن پریز برق در هرکوپه، اقدام قابل تامل مسئول رستوران در فروش چای به شرط خرید صبحانه، جواب های سربالای مسئولان گرمایش قطار در پاسخ به پرسش ها و درخواست های مکرر مسافران، توزیع «تن ماهی» بدون قاشق، ظرف و حتی یک تکه نان به عنوان وعده غذایی ناهار در جبران تاخیر و ... مشکلاتی بود که در کنار مشکلات اصلی دیگر مسافران قطار را چنان کلافه کرد که چاره ای جز تجمع در مقابل دفتر مدیریت ایستگاه تهران و اعتراض شدید به عدم پاسخگویی مسئولان برایشان باقی نگذاشت. اما فاجعه، چیز دیگری بود.

مرگ نوزاد 5 ماهه در قطار وحشت
دردسرهای آن قطار دلیجان البته  هیچ کدام دردناک تر از خبر مرگ یک جنین 5 ماهه در شکم مادر باردارش نبود. اتفاقی که مسئولان روابط عمومی شرکت رجا، روابط عمومی راه اهن جمهوری اسلامی و پلیس راه آهن «فاطمه –م» که یکی از مسافران این قطار بود، درمیانه راه به دلیل سرمای بیش از حد قطار احساس درد و ناراحتی می کند.در حالی که به گفته مسافران قطار، پزشکی در قطار نبوده، رئیس قطار با اورژانس تماس می گیرد تا در اولین ایستگاه، خانم باردار را به بیمارستان منتقل کنند. دوتن از مسافران نیز داوطلبانه مسئول همراهی این خانم می شوند. «ح-ع» که یکی از این دونفر بود ماجرا را این طور تعریف می کند:« این خانم تنها بود و بنابراین باید او را همراهی می کردیم. فکر می کنم حدود ساعت 4 تا 5 صبح بود که ما در سومین یا چهارمین ایستگاه بین مسیر پیاده شدیم. یعنی ایستگاه جغتای.

بعد با آمبولانسی که منتظر ما بود این خانم را به بیمارستان جغتای منتقل کردیم و با شماره همراه همسر این خانم تماس گرفتیم که خاموش بود. و بعد از اطمینان از رسیدن پزشک بالای سر این خانم بیمارستان را ترک کردیم و با رفتن به ایستگاه جوین، خودمان را به قطار بعدی رساندیم و عصر شنبه به تهران رسیدیم.» از این جا به بعد را از زبان «ارشدی» مدیر بیمارستان جغتای بخوانید:«بیمار که به بیمارستان ما منتقل شد در معاینه پزشک مشخص شد که این خانم 5 ماهه باردار است. اما کیسه آب پاره شده بود و جنین هم صدای قلب نداشت.

اما به دلیل عدم رضایت بیمار به کورتاژ و اقدامات بعدی بیمار با رضایت خودش از بیمارستان ترخیص شد و بنابراین هیچ اطلاعی از سرنوشت مادر و جنین نداریم.» پیگیری ما برای اطلاع از واکنش مسئولان به جایی نرسید و مسئولان روابط عمومی شرکت رجا با ابراز بی اطلاعی از این ماجرا ابتدا موضوع را به خدمات مسافرین و سپس به روابط عمومی راه آهن جمهوری اسلامی ایران ارجاع دادند. «صادق سکری» مدیر روابط عمومی راه آهن نیز با ابراز بی اطلاعی از موضوع، آن را مربوط به شرکت رجا دانست. «بی اطلاعم» نیز جمله مشترک همه مسئولان در پاسخ به سوال ما پیرامون این موضوع بود.

نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 23:9 توسط فریدون اُروجلو| |


کمیسیون عالی سوانح ریلی در سال های اخیر به جای اقدامات عملی تنها به صدور دستور العمل اکتفا کرده است...

ساعت 23 و 50 دقیقه جمعه 19 آبان قطارمسافری زاهدان تهران از ریل خارج شد و طی این حادثه چهار نفر کشته و 26 نفر مجروح شدند.
هرچند این حادثه نیز مانند بسیاری از اتفاقات مرگباری  که در بخش های مختلف حمل و نقل رخ می دهد ، مدت کوتاهی تیتر یک رسانه ها تبدیل شد اما اکنون با گذشت بیش از یک ماه از یادها رفته است  و کمتر کسی یادی از این حادثه مرگبار می کند.
چندی پیش خبرنگار تین نیوز از مدیرعامل راه آهن در مورد این حادثه پرسیده بود که عبدالعلی صاحب محمدی از پیگیری این موضوع در کمیسیون عالی سوانح ریلی خبرداده بود.
 این که بررسی های این کمیته به کجا رسیده است خود بحثی جدا و لازم به پیگیری است اما در مورد شرایط فعالیت کمیسیون عالی سوانح ریلی هم نظرهای متفاوتی وجود دارد.
در این مورد کاوه علی پور کارشناس ریلی به تین نیوز نوشت:
1- بر اساس استاندارد جهانی کمیسیون عالی سوانح ریلی  قانونا بر اساس استاندارد جهانی نباید در بدنه راه آهن بلکه باید در وزارتخانه تشکیل شود اما اعضائی هم از راه آهن داشته باشد .علت آنهم تصمیم گیری بی طرف است. 
2- کاهش سوانح ریلی که مدیرعامل راه آهن آمارش را ارائه می کند اصلا قابل اطمینان نیست زیرا شاخص ها مشخص نیست .در حال حاضر رئیس کمسیون عالی سوانح راه آهن معاون راه اهن ودبیر آن مدیر کل حفاظت راه آهن است پس شاخصهای آمارگیری ایشان هر لحظه می تواند تغییر کند تا کاهش آمار را نشان دهد فقط زمانی می توان به این آمار استناد کرد که آمار دهنده بیرون سازمان باشد یا شاخص ها را جائی نوشته وتغییرندهند.
3-در خصوص سانحه مورد اشاره کار بررسی اینقدر سخت نیست که بیش از یک ماه طول بکشد موضوع بسیار ساده قابل بررسی بود ودلیل سانحه مشخص اما متاسفانه یکی از عادت های همین کمیسیون عالی سوانح طولانی کردن کار برای سرد شدن موضوع است. به هرحال چند نفر کشته وزخمی شده اند جا دارد  چند جلسه فوق العاده به جای دوهفته یک بار تشکیل ونتیجه نهائی اعلام شود.
4- برای جلوگیری از چنین سوانحی نیاز به تشکیلات ویژه وتجهیزات گران نیست و دیجیتالی کردن نمی خواهد کافی است هرجا عملیات عمرانی دارند علاوه بر دادن برگه تقلیل سرعت به راننده در 100 متری محل تقلیل سرعت یک مگنت هشدار دهنده که در حال حاضر در ورودی ایستگاه ها به همین منظور(یعنی کم کردن سرعت) مورد استفاده قرار می گیرد در دوطرف نصب و بعد ازاتمام کار جمع آوری کنند کل هزینه آن 2 میلیون تومان می شود.در بدترین حالت قطعا پاسخ خواهند گرفت خیلی هم نیاز به فکر کردن دوستان در کمیسیون عالی سوانح ندارد فقط کافی است از خبرگان بهره بگیرید.
5- متاسفانه کمیسیون عالی سوانح  ریلی  در ساهای اخیر به جای اقدامات عملی تنها به صدور دستور العمل اکتفا کرده است . نهادینه کردن ایمنی در راه آهن نیاز به برنامه ریزی مدون آموزش وهزینه سخت افراری ونرم افزاری دارد.

منبع:تین نیوز

نوشته شده در شنبه نهم دی 1391ساعت 22:7 توسط فریدون اُروجلو| |

طولانی‌ترین مسیر قطار پرسرعت جهان در چین راه‌اندازی شد!

روز چهارشنبه طولانی ترین خط آهن قطارهای سریع السیر جهان در چین آغاز به کار کرد. این قطار یک مسیر ۲۲۹۸ کیلومتری را در هشت ساعت طی می‌کند.

سرعت متوسط این قطار حدود سیصد کیلومتر در ساعت است و از روز چهارشنبه  ششم دی ماه سرویس دائمی آن بین شهرهای پکن به گوانگژو در جنوب شرقی چین افتتاح شد.


قطارهای قدیمی که روی خط آهن‌های موازی با این مسیر جدید حرکت می‌کنند همان فاصله را طی بیست و یک ساعت طی می‌کنند.


به نوشته روزنامه نیویورک تایمز تکمیل و راه‌اندازی مسیر قطار پر سرعت بین پکن و گوانگژو نشانه دیگری است حاکی از آنکه دولت چین طرح‌های مربوط به بزرگترین برنامه نوسازی زیرساخت های کشور از جمله شبکه حمل و نقل را با سرعت بسیار زیادی به پیش می‌برد.


احداث و راه اندازی چهار مسیر خط آهن برای قطارهای پر سرعت از شرق به غرب و چهار مسیر مشابه از شمال به جنوب کشور بخشی از این طرح نوسازی زیرساخت‌های کشور هستند.


اختصاص بودجه‌های کلان به این طرح‌ها تاکنون در دو مورد به نرخ رشد اقتصادی چین دوجهش چشمگیر داده است. اولین بار در سال ۲۰۰۹ و در دوره اوج بحران اقتصادی جهانی بود و یک بار دیگر هم در پاییز امسال و درست پس از یک دوره چند ماهه از کاهش نرخ رشد اقتصادی کشور این سرمایه‌گذاری‌ها در بخش زیرساخت‌های عمومی توانست نرخ رشد و تحرک اقتصادی چین را در سطوح بالایی حفظ کند.


به نوشته روزنامه نیویورک تایمز در هر مورد از این هشت مسیر خط آهن جدید حدود صد هزار کارگر مشغول به کار هستند که خود عامل مهمی برای کاستن از رقم بیکاری است که در نتیجه کاهش فعالیت در عرصه مسکن به تدریج رو به افزایش بود.


در عین حال احداث این مسیرهای قطار پر سرعت می‌تواند از آلودگی شدید ناشی از رشد سریع پروازهای داخلی چین بکاهد. در عین حال خطوط آهن قدیمی‌تر اکنون می‌توانند با سهولت بیشتری برای باربری مورد استفاده قرار بگیرند.


اما طرح احداث مسیرهای قطار پر سرعت در چین به یک موضوع بحث‌انگیز بدل شده است. میزان بدهی ناشی از اجرای این طرح‌ها اکنون به حدود ۶۴۰ میلیارد دلار رسیده و یکی از عوامل اصلی در افزایش بدهی‌های دولت چین تلقی می‌شود که با وجود برخورداری از اقتصادی پر رونق اکنون سطح بدهی‌های دولتی یا کسری بودجه آن به مرز دولت‌های غربی نزدیک می‌شود.

نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1391ساعت 21:33 توسط فریدون اُروجلو| |

قبل از تحریر: حالا که صحبت از پیشگویی و جادو و جنبل و فال بینی و افاضات مستر نوسترآداموس و این چیزهاست،این دو مطلب را هم در قالب تعبیر خواب از ریلنوشت داشته باشید تا ما هم حرفی برای گفتن داشته باشیم..

تعبیر  دیدن قطار در خواب چیست؟


قطار را در خواب اگر ببينيد که مي آيد خوب است و اگر برود خوب نيست و مفارقت و جدايي است. آمدن و رسيدن قطار گوياي تداوم و تسلسل اموري است که در دست انجام داريد. اگر ببينيد قطاري مي آيد و شما به استقبال مسافر آشنايي مي رويد به ديدار بيگانه اي خشنود مي شويد و اگر بيگانه اي از آن پياده شود خبري خوش به شما مي رسد يا مهماني برايتان مي آيد. اگر خودتان در قطار بوديد که قصد عزيمت داشتيد تحولي در زندگي شما پديد مي آيد. اگر ديديد قطاري توقف کرده و شما از آن پياده شديد از انجام کار بزرگي فراغت مي يابيد.

تعبیر دیدن ايستگاه راه آهن در خواب؟


مشاهده ایستگاه راه آهن در خواب، نشانی از تغییر و تحولات جدید و خوشایند در زندگى است. اگر در خواب ببینید که در راه آهن قدم میزنید، به این معنا است که هدیه هایی دریافت می کنید! ولی اگر در خواب دیدید مدیر عامل راه آهن شما را از ایستگاه به  زور به بیرون هل می دهد (در صورتی که  مسولیتی دارید ) یک  فکری برای خودتان بکنید ،چون  بزودی  از آن مسولیت برکنار میشوید !


نوشته شده در جمعه یکم دی 1391ساعت 23:26 توسط فریدون اُروجلو| |